
فـريدون و کاوه
يــلانِ دليــر
به يـاری مـردم
خـروشان چو شيـر
کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر
...
به البــرز، ضحـاک در بنــد شد
سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد
چنين روز مانـد از يــلان يادگار
ز خاطر تو اين روز پنهـان مـدار
ادامهی نوشته
جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

فـريدون و کاوه
يــلانِ دليــر
به يـاری مـردم
خـروشان چو شيـر
کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر
...
به البــرز، ضحـاک در بنــد شد
سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد
چنين روز مانـد از يــلان يادگار
ز خاطر تو اين روز پنهـان مـدار

بنام و ستایش آنکه پیکرش روشنی بی کرانه و روانش بسان راستی بی پایان است. (1)
در درازای تاریخ ادیانی که آنها را بعنوان ادیان بزرگ می شناسیم همواره از الگویی نانوشته تبعیت کرده اند و آن اُلگو چیزی نیست جز مثلث طلایی «حقیقت»، «طریقت» و «شریعت». مقصود ما در این نوشتار بیشتر متوجه گزینه سوم یعنی«شریعت» خواهد بود. شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان می دهد. شریعت در گذر زمان، در طلب حقیقت و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد. جشن مهرگان که موضوع بحث نوشتار ماست، قسمتی از همین سنت های مذهبی و بیانگر بخشی از رفتارهای بیرونی پیروان دین زرتشتی است. از این روست که از نگاه دینورزان در قالب مباحث مربوط به شریعت دین زرتشتی طبقه بندی می شود.

روز مهر و ماه و مهرو جشن ِ فرخ مهرگان
مهر افزا ای نگار ِ مهر چهر ِ مهربان
مهربانی کن به جشن ِ مهرگان و روز مهر
مهربانی به، به روز ِ مهر و جشن ِ مهرگان

دین مهر در جهان باستان
این نوشتار برگرفته از مقدمه ی کتاب «دین مهر در جهان باستان» است که گزارشی است از دومین کنگره ی جهانی مطالعات مهرشناسی که از یکم تا هشتم سپتامبر 1975 (دهم تا هفدهم شهریور 1354) در تهران برگزار شد و مجموعه ی مقالات بیش از 36 پژوهنده که در این کنگره به سخنرانی پرداخته بودند در کتابی با عنوان «Etudes Mithriaques» در سال 1978 از سوی «انتشارات کتابخانه ی پهلوی» در تهران - لی یژ انتشار یافت. این کتاب جلد هفدهم از مجموعه ی «آکتا ایرانیکا» است.

تازه از شمال کشور و حاشیه دریای مازندران برگشته و در حال دچار شدن به روزمرگی بودم که بر اساس یک اتفاق که نامش را تمیز کردن کل اتاق و به قولی اتاق تکانی می نامند، به آلبومهای قدیمی که مادرم در کمد اتاقم گذاشته بود، برخورد کردم و به طور ناخواسته نگاهی به آنها انداختم. ناگهان زمان و مکان را از دست دادم و محو تماشای عکس های قدیمی شدم که پدر و مادرم در مسافرتهایشان برای ثبت خاطراتشان انداخته بودند.
این نگرش همیشگی که گویا تختجمشید گروهی کاخ باشکوه است که به انگیزهی نمایش قدرت سیاسی و خشنودی خاطر شاهانه بنا شد، زادهی اندیشهی اروپایی است. تختجمشید در حقیقت زیارتگاه ملی مقدسی بود که وقف هدف ویژهای شده بود: به منظور ساخت پایگاه استواری برای برقراری جشن های بهاران یا نوروز که در آن از طریق تمام منابع تظاهرات نمایشی، از قدرتهای آسمانی اعطای فراوانی و حاصلخیزی طلب میشد.

سالنامه باستانی ایران یا سالنامه زرتشتی سال 1388 - براساس گاهشماری رسمی زرتشتیان ایران و مورد تایید پژوهشگران و ایرانشناسان - به حجم کمتر از یک مگابایت را از "اینجا" بارگذاری فرمائید.
این سالنامه روشی درست برای شناسایی و بازیابی و زندهگردانی جشنها و مناسبتهای کهن آریایی به همراه توضیحات و آداب و رسوم و آیینهای بایسته درباره هر جشن یا رویداد به همراه عکسهایی زیبا از ایران باستان است.
آیینی که مرزها را درنوردید
ساختار مرزهای سیاسی و زورآزمایی ابرقدرتها در خاورمیانه، مردمان و اقوام گوناگون ایرانی را که هزارهها در یک سرزمین با همگونیهای فرهنگی به همزیستی میپرداختند، در پشت نامهای جدید از هم دور ساختند که مطالعهی چگونگی حکایت این جداییها در حوزهی مطالعهی «تاریخ تجزیهی ایران» شایستهی بررسی است، اما تنها سهم آن در این جستار یادآوری حقیقتی پنهان است که برابر با آن مرزهای قراردادی یارای جدا ساختن همدلیها فارسی زبانان اویغورستان (چین) را از سمرقند و قندهار و هم آیینیها و همانندیهای اهالی کابل را از کردستان عراق ندارد!


آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
نیلوفر و مسعود لقمان
شب آخرین چهارشنبه سال برای بیشتر ایرانیان، شبی خاطره انگیز است. شبی که ایرانیان با افروختن آتش در بام ها و صحن خانه ها، کوچه ها، خیابان ها و بیابان ها به نبرد با تیرگی ها و تاریکی ها می روند.
آتش برای ایرانیان تقدس ویژه ای دارد. ضمیر ناخودآگاه جمعی آنها، روزگاری را به یاد دارد که نیاکانشان به سوی آتش نماز می بردند و از میان شعله های افسونگر آن _ که چون دختران رقاص معابد هند، نیایشگران را به خلسه ای دلنشین فرو می برند _ خداوند مهر و خرد "اهورامزدا" را می جُستند.
چهارشنبه سوری می آید تا بگوید امسال نیز به مانند هزاران سال پیش "نوروز پیروز" به دیدن ایران زمین خواهد شتافت و با یادآوری اینکه فرهنگ ملّی ایران در تاریخ هزاران ساله ی سرزمینشان که آکنده از پیروزی ها و شکست ها، فرازها و فرودهاست، سیاوش وار، پیروزمندانه از دلِ آتش ها و سختی ها بیرون خواهد آمد تا روزگاری نوین را نوید دهد. چرا که به گفته ی حافظ:
دورِ گردون گر دو روزی بر مُراد ما نرفت دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور
در این شب به نشانه ی سه پند بزرگ زرتشت "اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک" سه کُپه ی آتش می افروزند و با پریدن از روی آتشی که در ادب پارسی به عشق مانند شده، می خوانند:
زردی و رنجوری من از تو سرخی و خرمی تو از من
و با آئین هایی چون فالگوش ایستادن، فال کوزه، کوزه شکستن، کجاوه بازی، شال اندازی، قاشق زنی، حلوا پختن، دادن آش نذری و پخش آجیل مشکل گشا همراه است.
امروزه میان ایرانیان آتش سوری کارکرد دیگری نیز یافته است و آن این است که افزون تر از همه ی جشن های ایرانی، جلوه گاه پاسداری از فرهنگ و هویّت ملّی ایرانیان در برابر دشمنان تاریخی آن شده است.
بی شک اگر این آئین که به مانند همه ی جشن های پدران و مادرانمان، سرشار از منش، اخلاق، خردورزی و بیانگر جلوه هایی از زندگی آنان بوده اکنون این چنین مسخ شده و به شیوه ای ناهنجار برگزار می شود، گناه آن تنها بر گردن کسانی است که آگاهانه یا ناآگاهانه در پی مبارزه با فرهنگ ملّی ایران هستند. به گفته ی دوستِ فرزانه، مازیار قویدل:
چـون که
آتـش شـد بـه پـا
گيسـوی تـاريکـی بـريـد
تيــرگـی را کـس نـديـد
تيـرگـی
بـا روشنـی
همـدم نگـردد هيـچ گـاه
زمان درازی است که ذهن ِ من، روی این مدار اندیشه می کند که چگونه می شود کشوری چون ایران با آن فرهنگ ِ گوهرآفرین که زلالی ِ الماسش چشمهای جهانیان را خیره کرده است و سراسر ایاّمش در زمان باستان بر بستر ِ شاد خوانی و شاد خواری و شادگویی و شاد رقصی، سفره شادمانی پهن کرده بود و غم را در سر سرای کاشانه شان مکانی نبوده است و حتی در مرگ عزیزان ِ از دست رفته خود لباس سفید می پوشیدند و باور داشتند که شادی ِ فرو خفته در عزیز از دست رفته را بایستی در زندگان شکوفا کرد، جشنی بنام عشّاق نداشته باشند؟
نیاکانمان این جشن را که صد روز از زمستان گذشته بود و صد شب و روز مانده به نوروز یعنی روز دهم بهمن ماه، ماه خرد یا منش ِ نیک، برگزار می کردند. این جشن در ردیف جشن های نوروز و مهرگان از کهن ترین اعیاد ایرانی است که پدران و مادران ما باشکوه هر چه تمامتر آن را در سراسر ِ پهن دشت ِ بیکران سرای ِ ایرانزمین با رقص و پایکوبی جلوه ای از شادی و سرورِ آتشگون می بخشیدند.
از نگاه و نظر تاریخی، پیدایش آتش و جشن "سده " را به هوشنگ شاه از پادشاهان پیشدادی نسبت می دهند. بطوریکه حکیم توس - فردوسی نامدار - در اثر جاودانی و ماندگارش شاهنامه ...

تقیزاده و گاهشمار ایرانی
گذری و نظری
ناصر مجد
تبدیل گاهشماری رسمی ایران از هجری قمری به هجری شمسی که از فروردین 1304 شمسی به موجب قانون به فعل در آمد به ابتکار و پایمردی شخص تقی زاده تحقق یافت.
امشاسپندِ بهمن، نگهبان ِ چارپایان سودمند در جهان ِ مادى

در شب یلدا نیاکانمان در کنار آتش گرد آمده و به ترانه خوانی و پایکوبی می پرداختند. امروز هم ایرانیان در گوشه و کنار ِ پهندشت ِ بیکران سرای ِ ایرانزمین، آئین شب یلدا را به خوردن آجیل ِ مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های خشک و تر ِ دیگر در پرتو روشنایی شمع و یا نور چراغ، با شکوه هرچه تمامتر در سرسرای ِ خانه و کاشانه شان مشغول می شوند، جشن میگیرند و به رقص و آواز و پایکوبی میپردازند.
۱.
روی تصویر زیر کلیک کنید. سپس کتاب را برگ بزنید و چامههایی از چامهسرایان بزرگ ایرانزمین را دربارهی شب یلدا بخوانید. [اگر سرعت اینترنت شما کند است، اندکی صبر کنید تا برگههای کتاب باز شود.]

در بند ِ 9 ی ِ یسنا ی ِ 62
چنین میخوانیم:
"نماز به تو ای آتش، ای بزرگترین آفریدهی اهورامزدا و سزاوار ستایش"

در یسنا، هات ِ 38، بند ِ 3 چنین می خوانیم:
"اینک آب ها را می ستاییم، آب های ِ فرو چکیده، گرد آمده و روان شده و خوب کُنش ِ اهورایی را . . ."
و چه ستایشی است دلپذیر، از این عنصر ِ زندگی بخش ِ حیات ِ زندگان و چه شاداب است، نسیمی طراوت افزا، بر خاسته از آب ِ چشمه سارها، جویبارها، دریاها و . . .


این جستار را با صدای بانو پروین محمدی از اینجا بشنوید

امرداد ماه فرا می رسد و گرمی و پختگی همه سویه ی جهانش در اوج دلبر است.
طبیعت ِ سبز در این ماه ِ بی مرگی، تمامی ِ پاره های جگر خود را به بازار چشمان عرضه می کند.
فراوانی و فزونی ِ آفریده های ِ زمین، چشم و دل عاشقان ِ زندگی ِ شاداب را آفتابی، نور می گستراند و ماهتاب را در شام ِ شب ِ شیدایان، برهنگی ماه را، چراغ، آویزان.
گلها، با پرهای رنگارنگینشان، خندان، در باغ ِ پر طراوت ِ انار، عصاره ی دل انگیز ِ جانشان را در هوا معطر می کنند.
چلچله ها جوجه هایشان را ...

۱. تیرگان ِ شاداب، شادمان باد (دکتر احمد پناهنده)
۲. اعلام برندگان نخستین جدول تعاملی آنلاین روزنامک
۳. آرش (دکتر شروین وکیلی)
۴. بخشی از فیلم تیشتر ساخته ی حسن نقاشی

خردادگان، خرداد روز از ماه خرداد است و چون نام روز با نام ماه، همنام می گردد، نیاکانمان بنام خردادگان جشن می گرفتند.
خرداد در زبان اوستایی هَاُروتات به معنای رسایی، از پنجمين امشاسپندان و يکی از صفات اهورامزدا در گات ها است که دلالت بر رسایی و کمال اهورا مزدا دارد.

دیروز اولین جشن ماهانه را با نام فروردینگان در 19 فروردین جشن گرفتیم و امروز به پیشواز جشن اردیبهشتگان می رویم که ماهی است سراسر شاداب و پر طراوت.
ماه نشاط طبیعت سبز در آینه ی چشمان
ماه شر شر ِ رقص جویبار ِ بی قرار
ماه لبخند گل در لاله زار
ماه شقایق ِ بی تاب در چمنزار
ماه خروش جریان ِ آب ِ چشمه سار
ماه آواز ِ پر غرور آبشار
ماه نغمه ی دلنشین ِ بلبل در گلزار
ماه عطر و نسیم ِ جنگل در کوهسار
ماه شبنم ِ زلال ِ نشسته بر برگ ِ شاخسار
ماه ِ ماهتاب در شب های پر ستاره ی بیدار
ماه دیدار یار در باغ پر درخت انار
ماه عید گل و بلبل و سنبل بر بستر ِ سبزه زار
در اوستا سومین یشت به نام امشاسبند اردیبهشت است.
امشاسبند اردیبهشت نماینده ی قانون و داد و راستی و درستی در جهان و همچنین ایزد آتش و نور است. از این جهت این امشاسبند نماد پاکی و راستی و درستی است.
تهران، قصر فیروزه (آرامگاه زرتشتیان)، نوروز 1387، عکس از نیلوفر لقمان فروردینگان نام جشنی است از جشنهای ِ ماهانه که در آن، نام روز با نام ماه، همنام می گردد و چون همنام می گردد، پس، آنروز جشن است.
فروردینگان اولین جشن ماهانه ی سال است که در آغاز بهار و پس از نوروز، نوروز بزرگ و سیزده بدر برگزار می شود. زیرا فروردین روز از ماه فروردین است.
این جشن در ماهی که سراسرش جشن است، در اوج شادی ِ مردمان ِ پهنه ی ایرانزمین به لحاظ جغرافیایی و پهنه ی فرهنگ ِ ایرانی، در شادمانی ِ طبیعت، در بهار ِ شکوفه باران، به یاد ِ رفتگان و نشاط ِ روان آنها، بر بستری از پاکیزه گی و با بوی خوش عود و کندر در آتش برگزار می شده و هم اکنون می شود.
گویی شادی و شادمانی از ویژه گیهای ذاتی ِ نیاکانمان بوده که غم را در سرای شان، هرگز مکانی نبوده است.

سبز بادا! سبز ِ سبز، جشن ِ بَد َر
عشق بادا! هر سرای، هر انجمن، در هر مقر
ای رفیقان! در دیار ِ یار، کنید سیزده بَد َر
یادی از غربت نشینان را، در آن دشت و دمن آرید نظر
سبز بادا! سیزده ِ سبز ِ سرور
در گل و باغ و چمن، ایام را قدری مرور
ای دلا! ای جان ِ ما! ای روز ِ سبز! باغ ِ جوان
حسرت ِ دیدار را بر ما گشا! خاک ِ وطن را پر غرور
بهاران! لاله زاران! بر شما یاران! مبارک
نسیم ِ جویباران! سبزه زاران! بر شما یاران! مبارک
صدای ِ آبشار، رود ِ خروشان، باغ ِ میوه
درود ِ کوهساران! بر شما یاران! مبارک
پیام ِ چایکاران! جنگل ِ سبز! باغ ِ نارنج
هوای ِ شالیزاران! بر شما یاران! مبارک
سلام ِ برزگر در شالیزار! عطر ِ گل ِ یاس
فضای دل نشین ِ شهر جانان! بر شما یاران! مبارک
پیام ِ کوه ِ لیلا! عطر ِ چای! خون ِ شقایق
درود ِ آب ِ دریا! دشت ِ زیبا! بر شما یاران! مبارک
پیام سرخ ِ یاران ِ سفر کرده تو دلها
سلام ِ آتش ِ چهارشنبه سوری! بر شما یاران! مبارک
نگاه ِ شاد ِ دختر بچگان! با رخت ِ تازه
درود ِ عیدی ِ نوروز ِ باستان! بر شما یاران! مبارک
نوروز،
خوش آمدی...
امّا،
در سرزمینی که دوپایانش
در مریضخانه های خردباختگی
–خود-
به رگهای ناسورشان، جهالت تزریق می کنند
بانگِ تو به کدامین شوق
و به راستی برای که پر بگیرد
تا بهبودی دلها را
به شگون ِ عشق،
ترانه کند؟
نه!
اینجا جای تو نیست!
در غمکده ای که چراغِ بزمِ شبانه اش را به عجز،
اشک،
خون و مرثیه عادت داده اند،
نرمِ تابش ِ طنینت
چه صفتی برتر از "اطوار"
ساز می کند؟

چکیده: شيوه برگزاري نوروز از نوشتههاي تاريخ نويسان دراينباره "جاحط بصري" و "ابوريحان" و معرفي اشعار شعراي پارسي دراين مورد: خاقاني، منوچهري، فرخي.
جوان باد بخت تو در فرودين |
چو در فرودين ماه روي زمين |
فردوسي
جا دارد كه يادي از نوروز باستاني و شيوه نياكاني بميان آرم تا ايرانيان بدانند رسمهاي ديرينه بر چه پايهيي بوده، انگيزه شكوهمندي و پيروزي نياكانشان چه بوده است. بي گمان پيروزي و سرافرازي هر ملتي انگيزههايي داشته و دارد كه آن انگيزهها را در رسمها و آئينها و افسانههاي زندگي آن ملت ميتوانيم جستجو كنيم. و همچنين انگيزهي پسروي و تيره روزي ملتها را، تا اندازهيي با اين شيوه ميتوانيم بيابيم. در جهان امروزه ويرژگيهاي انساني را فراموش كردهاند و تنها عامل اقتصاد را در نظر دارند و هر چيزي را از اين ديدگاه بررسي ميكنند و بناچار انسان و آنچه جهان انساني را شاداب و پايدار ميدارد از ديدهها دور مانده است. اگر به پيشينهي ملت ايران بنگريم كه روزگاري از مرز چين تاكنار نيل را، زير فرمان داشت و سرمايه و دارايي و خوشي و دانش و بينش در زير درفش اين فرمانروائي، در سراسر اين سرزمين بكمال رسيده بود، در شگفت ميمانيم. اما بايد ديد آنروز چه انگيزهيي در كار بود و چرا اكنون از آنهمه زيبائي و برتري و بهروزي دور مانده است. شناخت اين انگيزهها، راهبر و راهنماي پند آموزي براي مردمي است كه در اين بوم و بر، زندگي ميكنند، حتي براي مردم جهان….
چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش دوم)
بهرام روشن ضمیر
بخش نخست این جُستار
چارچوبی برای بازیابی جشنهای کهن آریایی (بخش نخست)
بهرام روشن ضمیر
به هنگام نگاشتن جستاری با نام جشن زمستانی درباره چیستی و چرایی و فلسفه وجودی یلدا یا جشن چله و همگونی و همزادی آن با دیگر جشنهای جهانی زمستانی، ناگزیر شدم تا کمی به گاهشماری باستانی ایران و نقدها و نظرگاههای نوین درباره آن بپردازم. نخست از این جهت که در سالهای اخیر که جنبشی مردمی و خودجوش برای زنده گردانی جشنهای کهن آریایی ایجاد شده اشکالات و ایراداتی درباره زمان برگزاری جشنها پیدا گشته است و دوم اینکه جشن یلدا یا چله وسیلهای شده است برای گمراهی سهوی یا عمدی یک گروه. ضمن اینکه از مدتها پیش دوستم مسعود لقمان پیشنهاد چنین جستاری را به من داده بود. بنابراین تصمیم گرفتم تا به پژوهشی مستقل ولی اجمالی درباره گاهشماری باستانی ایران بپردازم. به هنگام این کار متوجه شدم که تا ما اصلا ندانیم که گاهشماری چیست؟ و سالنامههای تاریخی کدامهاست؟ و هرکدام چه ویژگی هایی دارند؟ سخن از گاهشماری و سالنامه ایرانی بیفایده است. امید که توانسته باشم گامی کوچک در این راه بزرگ برداشته باشم.

... بیاییم مانند نورور و مهرگان و سده و چهارشنبه سوری و سیزده بدر، جشن اسفندگان را که جشن ِ عشق به زمین و زن است این سمبلهای بی همتای ِ زایش و بارداری و باروری را به بزرگی آنها جشن بگیریم و به شادمانی آنها شادمان تر، شادی و شادگویی و شادخوانی و شادخواری کنیم.
سمبل های ِ زیبایی ِ طبیعت را به سمبل های زایش و بارداری انسان هدیه کنیم و سراپای وجودشان را گل افشان نماییم.
فروزان باد روز عشق به زمین و زن! سمبل های بی همتای زایش، بارداری و باروری در هر خانه و کاشانه ای.

امشاسپندِ بهمن، نگهبان ِ چارپایان سودمند در جهان ِ مادى
بهمنگان جشنی در ستایش خرد پاک و منش نیک است و در این روز آشی بنام " بهمنگان " در دیگی بنام بهمنجنه از حبوبات و انواع گوشتها می پزند و به شادی و شادمانی می پردازند. ...
.jpg)
يلدا، شب چله، ديگان، زايش خورشيد، کريسمس، و ...

يلدا، شب چله، ديگان، زايش خورشيد، کريسمس، و ...

به این می اندیشم که چه ایّام ِ شاد و شادابی، در روزگاران ِ نیاکانمان، در گردش و چرخش بود. چه شادمان روزانی از پی ِ هم، غنچه ی خنده را بر لبان ِ مادران و پدران ِ مان باز می کرد و شادی ِ پر نشاط ِ شادابی را در چهره شان نقاشی می کرد و چه لحظات ِ پر شور ِ شاد گویی، شاد خوانی، شاد خواری و شاد رقصی، جمع ِ شادابشان را شاد کام می کرد.
گویی شادمانی رودخانه ای بود روان که در مسیرش، هر خانه و خانواده را سَرَک می کشید و پیاپی آنها را سیراب می کرد.
گویی همگی به یک قانون نانوشته باور داشتند که از هر چه غم و اندوه و ناله و گریه است، بی انتها بدور باشند و هر جا که شادی و شادمانی است و خنده و خشنودی، بی درنگ به استقبالش بشتابند.
فرقی نمی کرد روزانشان در زمستان می گذرد یا بهار، در گرمای تابستان بسر می برند یا در خزان ِ پاییز.

در بند ِ 9 ی ِ یسنا ی ِ 62
چنین می خوانیم:
" نماز به تو ای آتش، ای بزرگترین آفریدهی اهورامزدا و سزاوار ستایش "
مهر افزا ای نگار ِ مهر چهر ِ مهربان
مهربانی کن به جشن ِ مهرگان و روز مهر
مهربانی به، به روز ِ مهر و جشن ِ مهرگان
در مهریشت ِ اوستا چنین می خوانیم:
" میستاییم مهر ِدارندهی دشتهای پهناور را،
او که به همهی سرزمینهای ایرانی،
خانمانی پُر از آشتی، پُر از آرامی و پُر از شادی میبخشد "

فـريدون و کاوه
يــلانِ دليــر
به يـاری مـردم
خـروشان چو شيـر
کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر
...
به البــرز، ضحـاک در بنــد شد
سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد
چنين روز مانـد از يــلان يادگار
ز خاطر تو اين روز پنهـان مـدار
مردمان سرزمين های پُشته ايران، جشن های فراوانی را بنياد نهاده اند که نمايانگر و يادآور ديد و باور آنان به يادبودهای ملی- ميهنی، استورهای، حماسی، تاريخی، آيينی و يا طبيعی (پرهامی) و همانند آن ها می باشند.
بازتاب های آن جشنهای فراوان و روانافزايی بودند که مادران و پدران ما را، انسانهايی سرخوش، خرسند، شادمان، نيکانديش، سرزنده، پيروز و سربلند میساختند!
شمار جشنهای ايرانی را بيش از ۷۳ جشن در سال برآورد کردهاند. اين خود می رساند که مردمان پُشته ايران در هـر روزشان جشن داشتهاند، يا روز پيشش به جشن نشسته و يا چشم به راه برگزاریِ جشن روز آيندهشان بودهاند!
از ميان اين جشن ها میتوان از جشن های ماهانه نام برد. جشن هايی که با هم زمان شدن نام روز با نام ماه برگزار میشوند و اگر چه شماری از اين جشن ها میرفتند که به بوتهی فراموشی سپرده شوند، که با کوشش ايرانيان فرهنگ دوست از فراموش شدن رهايی بخشيدند، جانی تازه يافته و دوباره برگزار می شوند.
يکی از اين جشن ها که اگر چه از بزرگترين جشن های کهن بوممان بود، ساليان درازی از درخششِ درخورش به دور مانده بود، مهـرگان، جشن مهـر است. اين جشن جايگاهی چون نوروز دارد. از ميان انگيزه های چندی که برای برگزاری اين جشن بر شمرده اند. بسياری از سرايندگان، نويسندگان و انديشمندان، پيروز شدن مردم ايران، به سرکردگی فريدون کيانی و با خروش کاوه آهنگـر بر ضحاک ماردوش و ستمگـر را انگيـزه ی برگـزاری اين جشن بـر شمرده اند.

ابوريحان مي نويسد: " شهريور ماه روز چهارم آن شهريور روز است و آن به مناسبت توافق دو اسم جشن مي باشد و آنرا شهريورگان گويند . معني شهريور دوستي و آرزو است شهريور فرشته ايست که به جواهر هفتگانه از قبيل طلا و نقره و ديگر فلزات که برقراري صنعت و دوام دنيا و مردم بآنها بستگي دارد موکل است."

می دانیم که نیاکانمان در دوران باستان، هر روز را که با نام ماه یکی می شد آن روز را جشن می گرفتند.
بنا براین سوای جشنهای ملی و فراملی ِ نوروز، سده، یلدا و چند جشن دیگر، 12 جشن ماهانه بود که در 12 ماه سال برگزار می شد.
یکی از این جشن های دوازده گانه، جشن امردادگان بود که در روز هفتم امرداد ماه برگزار می گردید.

* آبریزگان نام جشنی است باستانی که نیاکانمان در روز سیزدهم تیر ماه یعنی روز تیر از ماه تیر بر پا می داشتند و در این جشن، آب بر یکدیگر می پاشیدند
* از نظر نجومی تیرگان در مقابل دیگان قراردارد. بطوری که اگر در دیگان، خورشید در دورترین نقطه جنوبی از استوا قرار می گیرد و شب و تاریکی در بلندای زمان خود بر نور فرمانروا هستند، اما در تیرگان خورشید در دورترین نقطه شمالی از استوا قرار می گیرد و روز و نور در درازای طول زمانشان، میدان دار و پادشاه هستند. در تیرگان روز به بلندترین قد و قامت خود رشد می کند و شب را هر چه بیشتر از هستی و بودن ِ خود دور می نماید
* در این روز مردم و بویژه زرتشتیان، این پاسداران ِ سنن و اعیاد ِ پاک گذشته، پس از به جای آوردن مراسم ِ جشن ونیایش ِ اهورامزدا، افراد هر خانواده و فامیل در خانه فامیل ِ بزرگتر جمع می شوند. بچه ها به هم آب می پاشند و نامزدها برای هم هدیه می برند. بزرگان هم از داخل کوزه ای که نام های افراد از قبل در آن ریخته شده بود، بوسیله کودکی بیرون آورده می شود و در این هنگام شخص خوش صدایی از روی کتاب ِ حافظ و یا کتب دیگری فال می گیرد

به خجسته گى اردي بهشتگان
روز شيراز، روز فردوسى و همه ى آنانى كه در اردي بهشت چشم به جهان گشوده اند.
اشه Asha يا Ereta واژه اوستايى است كه بچم راستى، نظم كيهانى يا هنجار هستى است "در گات ها كم و بيش ۱۸۰ بار از اشا نام آورده شده است. "Ereta درفارسى باستان Arta درسانسكريت Rta و در پهلوى كهن Art و در پهلوى جديد و فارسى امروزى Ard به زبان انگليسى right به زبان سوئدى rätt از يك ريشه درست شده اند.

با تو هر شب در بهشت لحظه ها ، پيمانه دارم
باده از چشمت خورم چون عالمي شكرانه دارم
در نگاه لحظه ها ، رويد بسي باغ بهاران
در زمستان زمانه ، آذري در خانه دارم
زير چشم محتسب ، باده كش كوي مغانم
محتسب داند كه من در خانه ام ، ميخانه دارم
غم اگر بر در زند ، گويم برو ديگر نيايد
چونكه سيمرغي وراي قاف اين كاشانه دارم
ساغر هستي شده پر از شراب تاك چشمت
من ز استغناي خود بس حيرتي مستانه دارم
مهرگاني بزم جمشيدي به نوروز نيايي
در شب يلداي عشقت خلعتي شاهانه دارم
شعر حافظ در نگاهت ، در تبسم شعر سعدي
نيكي پندار زرتشت آذري در خانه دارم
تورج پارسی
فوريه 86
* آذر = آتش
در تواریخ سیستان آمده است:
وقتی که سپاهیان «قُتیبه» (سردار عرب) سیستان را به خاک و خون کشیدند، مردی چنگ نواز، در کوی و برزنِ شهر - که غرق خون و آتش بود - از کشتارها و جنایات «قُتیبه» قصّه ها می گفت و اشک خونین از دیدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری می ساخت و خود نیز، خون می گریست ... و آنگاه بر چنگ می نواخت و می خواند: