تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

عکس از روزنامک؛ نیلوفر لقمان 

گمشده در هزاره‌ها؟ 

تاریخ، به راهِ راست رود که روا نیست در تاریخ، تبذیر و تحریف کردن (بیهقی)

با دوستان و یاران در حال بررسی جنگ‌های ایران و یونان و آسیب‌شناسی دیدگاه کلاسیک غربیان به آن و غرض‌ورزی‌های تاریخی آنان بودیم که یکی دیگر از یاران خبر رساند که دکتر پرویز رجبی در مصاحبه‌ای که 12 آبان‌ماه سال جاری در روزنامه اعتماد منتشر شده است، سخنانی بحث‌برانگیز و نه چندان منطقی بر زبان رانده‌اند که نیاز است بدان‌ها پاسخ داده شود. هر کسی که اندک آگاهی‌ای درباره تاریخ ایران داشته باشد به دیدگاه انتقادی دکتر پرویز رجبی –که در همین مصاحبه وظیفه مورخ را بی‌وطنی می‌دانند– به تاریخ ایران آگاه است. ولی به راستی این مصاحبه از جنس دیگری بود.

تحلیل، آسیب‌شناسی، انتقاد دیدگاه رایج و حتی ایراد سخنان جنجالی و بحث‌برانگیز یک چیز است و پریشان‌گویی چیزی دیگر. آنچه من در این مصاحبه دیدم به راستی انتقاد و آسیب‌شناسی و سخن بحث‌برانگیز نبود. آشفته‌گویی و پریشان‌گویی سفسطه‌آمیز بود و بس. به گونه‌ای که همان روز در نشست گروه خود بدین نتیجه رسیدیم که شاید اصلاً نیاز به پاسخ نباشد. چاپ این سخنان و پخش آن کافی است تا یک عمر اعتبار علمی دکتر پرویز رجبی را بر باد دهد.

من به شخصه با همه انتقادات وارده، به موی سپید دکتر رجبی و اینکه او به هر رو در زمینه ایرانشناسی عمری را گذاشته‌اند، احترام می‌گذارم و امیدوارم ایشان پس از این انتشار این نقد، سخنان سراسر آشفته خود را تکذیب و یا تصحیح کنند. لازم به ذکر است که بخش‌های درون گیومه و ایرانیک شده، مو به مو برداشت شده از مصاحبه دکتر رجبی است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 20  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

 

فريدريش ويلهلم نيچه (­۱۹۰۰-۱۸۴۴) را فيلسوفِ فرهنگ ناميده‌اند، زيرا درگيریِ اصلیِ انديشه‌یِ او با پيدايش و پرورش‌ و دگرگونی‌هایِ تاريخیِ فرهنگ‌هایِ بشری ‌ست، به‌ويژه نظام‌هایِ اخلاقی‌شان. تحليل‌هایِ باريک‌بينانه‌یِ درخشانِ او از فرهنگ‌هایِ باستانی، قرونِ وسطايی، و مدرنِ اروپا، و ديدگاه‌هایِ سنجشگرانه‌یِ او نسبت به آن‌ها گواهِ دانشوریِ درخشانِ او و چالاکیِ انديشه‌یِ او به عنوانِ فيلسوفِ تاريخ و فرهنگ است. اگرچه چشمِ نيچه دوخته به تاريخ و فرهنگِ اروپاست و دانشوریِ او در اساس در اين زمينه است، امّا از فرهنگ‌هایِ باستانیِ آسيايی، به‌ويژه چين و هند و ايران، نيز بی‌خبر نيست و به آن‌ها فراوان اشاره دارد، به‌ويژه در مقامِ همسنجیِ فرهنگ‌ها. او بارها از ’خردِ‘ آسيايی در برابرِ عقل‌باوریِ مدرن ستايش می‌کند(2).


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 

چنين نگفت زرتشت!

از کسان بسیاری شنیده ام که بدون آگاهی از شرایط زندگی، اندیشه ها و محیط زیست نیچه، تنها با توجه به عنوان کتاب «چنین گفت زرتشت» آنچه را که نیچه در کتاب خود آورده است، برخاسته از آموزه های مینوی اشوزرتشت و دین زرتشتی پنداشته اند!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 0  توسط   | 

 

دین‌كرد

 نامه‌ی فرزانگی

دین‌كرد، نامه‌ی فرزانگی، گفت‌وگویی است كه در دو بخش، پیرامون دین‌كرد، یكی از نامه‌های كهن ایرانی، سخن می‌گوید.

 بخش نخست این گفت‌وگو كه با پروفسور فریدون فضیلت، استاد ارشد فلسفه، فرزانش‌پژوه و پژوهشگر زبان‌های باستانی، انجام شده ‌است را چندی پیش در روزنامک خواندید. بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو در زیر می‌آید...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 مهر1388ساعت 20  توسط دکتر شروین وکیلی  | 


فـريدون و کاوه

يــلانِ دليــر

به‌ يـاری مـردم

خـروشان چو شيـر

کشيدند از تختِ ظلمش به زيـر

...

به البــرز، ضحـاک در بنــد شد

سـراسـر جهـان شاد و خرسند شد

چنين روز  مانـد از يــلان يادگار

ز خاطر تو اين روز  پنهـان مـدار


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 

بنام و ستایش آنکه پیکرش روشنی بی کرانه و روانش بسان راستی بی پایان است. (1)

در درازای تاریخ ادیانی که آنها را بعنوان ادیان بزرگ می شناسیم همواره از الگویی نانوشته تبعیت کرده اند و آن اُلگو چیزی نیست جز مثلث طلایی «حقیقت»، «طریقت» و «شریعت». مقصود ما در این نوشتار بیشتر متوجه گزینه سوم یعنی«شریعت» خواهد بود.  شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان می دهد. شریعت در گذر زمان، در طلب حقیقت و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد. جشن مهرگان که موضوع بحث نوشتار ماست، قسمتی از همین سنت های مذهبی و بیانگر بخشی از رفتارهای بیرونی پیروان دین زرتشتی است. از این روست که از نگاه دینورزان در قالب مباحث مربوط به شریعت دین زرتشتی طبقه بندی می شود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 0  توسط   | 

دکتر احمد پناهنده
روز مهر و ماه و مهرو جشن ِ فرخ مهرگان
مهر افزا ای نگار ِ مهر چهر ِ مهربان

مهربانی کن به جشن ِ مهرگان و روز مهر
مهربانی به، به روز ِ مهر و جشن ِ مهرگان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

 

دین مهر در جهان باستان

مرتضی ثاقب‌فر

 

این نوشتار برگرفته از مقدمه ی کتاب «دین مهر در جهان باستان» است که گزارشی است از دومین کنگره ی جهانی مطالعات مهرشناسی که از یکم تا هشتم سپتامبر 1975 (دهم تا هفدهم شهریور 1354) در تهران برگزار شد و مجموعه ی مقالات بیش از 36 پژوهنده که در این کنگره به سخنرانی پرداخته بودند در کتابی با عنوان «Etudes Mithriaques» در سال 1978 از سوی «انتشارات کتابخانه ی پهلوی» در تهران - لی یژ انتشار یافت. این کتاب جلد هفدهم از مجموعه ی «آکتا ایرانیکا» است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 مهر1388ساعت 23  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

 

اندیشیدن به حلاّج از دوران نوجوانى در من شکفته شد، یعنى در یکى از شب هاى ُسنّتى «یلدا» که حافظ خوانى هاى پدر، مرا با این شعر شگفتِ «حافظ» آشنا ساخت:

گفت: آن یار کزو گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اَسرار هویدا مى کرد

از همان دوران، چگونگى زندگى و عقاید حلاّج و یا چرائى قتل فجیع او ـ همواره ـ موضوع اندیشه و احساس من بوده است. پرسش این بود:
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 3 مهر1388ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

پژوهشگر حکمت و عرفان ایرانی و استاد برجسته زبان‌های پارسی، اوستایی، پهلوی، سانسکریت و عربی

نخستین بار در اواخر سال 81 بود که جلد سبزرنگ دفتر اول از کتاب سوم دینکرد در قفسه کتاب‌فروشی بین الملل اهواز نظر مرا به خود جلب کرد. برای شخص من که نگاه ویژه‌ای به متون پهلوی دارم، دیدن به نوعی یک شروع از ترجمه بزرگترین متن پهلوی که لبریز از مباحث فلسفی و عرفانی است، بسیار هیجان‌انگیز بود. تلاش‌هایی صورت دادم تا با پژوهنده ارتباط برقرار کنم که متاسفانه بنا به دلایلی میسر نشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 18  توسط   | 

 

«آنکس که چارپایان را پروَرَد، با راستی و رادی و دهش و مهربانی،

با دستیاری آذرِ اهورامزدا، سرپرست و نگاهبان ما است.» (دفتر باستانی یسنا: 58: 3)

 در سرگذشت چند سد هزاره‌ی اندیشه‌ی طبیعت‌گرای شرقی، گرامی‌ترین یاوران زنده‏ی آدمی جانوران بودند. در متن باستانی «بهرام یشت» که از جمله‌ی «یشت‌های اوستایی» (نیایش ایزدان و نیروهای کیهانی) و از کهن‌ترین میراث ادبی شرق باستان به شمار می‌رود، آمده که این ایزد (بهرام) نزد زرتشت در کالبد مهمترین و مقدس‌ترین جانوران (همچو اسب، گاو، شتر و . . . ) نمودار می‌شود. و در دفتر باستانی یسنا (ستایش ردان و بزرگان) در یک بند تمامی گونه‌های بزرگ جانوری ستایش‌شده‌اند: «همه‌ی جانوران آبی و زیرزمینی و پرنده و رونده و چرنده را می‌ستاییم.» (یسنای 71 : 9)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 17  توسط فرشید ابراهیمی  | 

 

«این نوشتار را به استاد دکتر فریدون فضیلت پیشکش می کنم.»

سرزمین ایران همواره مهد آرا‌ی و عقاید و مذاهب گوناگون بوده است. از دوران باستان می بینیم که علاوه بر دیانت رسمی و دولتی مملک همیشه فرقه ها و مذهبهایی وجود داشته اند که به نسبت معکوس کیش رسمی کشور، قوی یا ضعیف می شده اند. در دوره ساسانی که باید آن را بحق از شکوهمندترین دوره های تاریخی سرزمین ایران قلمداد کرد، ما با انقلابی در احیا‌ی و بازپروری فرهنگ، آیین، ادبیات، معماری و سنن اصیل ایرانی مواجه می شویم. باید اقرار کرد که اردشیر بابکان و رهروان وی حقی بس عظیم بر گردن ما مردمان سرزمین های ایرانی دارند. شاید به جرأت بتوان گفت که بخش زیادی از ایرانیت امروزی ما مدیون همان جنش بزرگی است که اردشیر بابکان آغازید...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 8  توسط   | 

 

نکاتی پیرامون داریوش بزرگ

۱. مناظره ایرانیان درباره شیوه فرمانروایی

۲. درباره آنچه کودتای داریوش خوانده میشود

۳. تحلیل نوشتار داریوش در بیستون

۴. درباره دین و آیین گئومات مغ

۵.  دین داریوش و هخامنشیان


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مرداد1388ساعت 1  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 مرداد1388ساعت 7  توسط مسعود لقمان  | 

 

آیا هخامنشیان زرتشتی بوده اند؟ آیا سیاست های پادشاهان هخامنشی عین دیانت آنان بوده است؟ آیا رفتارهای برونی و سلوط کشور داری ایشان منطبق بر باورها و جهان بینی دینی ایشان بوده است؟


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 7  توسط   | 

نسب نامه‏ی دولت کیقباد

ورق بر ورق هر سویی برده باد (نظامی)

شاید نخستین ریشه های تایخنگاری آریایی را می باید در نسک (= نسخه) های باستانی اوستا بازجست که از کهن ترین میراث ادبی فلات ایران به شمار می‏روند.

برابر با آگاهی هایی که در متن های زبان پهلوی در پیش از اسلام و سنت تاریخگاری در پس از اسلام فرادست آمده، بخش های ارزشمندی از اوستای کهن که بزرگترین دانشنامه‏ی دینی و علمی در ایران باستان به شمار می‏رفت، در آتش کین تازندگان بیگانه بسوخت و در این میان یکی از نسک های گمشده‏ی اوستا که در متن های باستانی از آن یاد شده، «چیترادات نسک» نام داشت که ما آن را «چهردادنامه» می‏خوانیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 3 مرداد1388ساعت 0  توسط فرشید ابراهیمی  | 

دکتر مسعود امیرخلیلی 

دموکراسی آتنی الیگارشی نبود

دکتر مسعود امیرخلیلی

برای اولین بار در آتن در دوره باستان دموکراسی به عنوان یک ایده و نوعی سیستم اداری شکل گرفت. الگوی مدرن قانون اساسی کشورهای امروزی غرب، دموکراسی آتن است و اروپاییان خود را وارث فرهنگ یونان می‌دانند. به همین علت این ایده (دموکراسی) قدیمی‌ قرن پنجم قبل از میلاد هنوز مسئله روز است.
ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

پژوهشی در سیمای تاریخی و سیرت مذهبی «موبد کرتیر هرمزان»، روحانی برجسته‌ی عصر ساسانی

سنگ‌نبشته و نگاره موبدان‌موبد کرتیر هرمزان در نقش رجب

زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب می نویسد: «تاریخ نه آئینه عبرت است نه کارنامه جهل و جنایت. کسانی که با آن چنین شوخیها کرده اند در حقیقت خواسته اند بعضی از کسانی را که در تاریخ، نام و آوازه یافته اند دست بیندازند یا ستایش و نکوهش کنند. تاریخ راستین سرگذشت زندگی انسان است. سرگذشت زندگی انسانهاست که زندگی کرده اند و حتی در راه آن مرده اند. اما آنچه برای مورخ اهمیت دارد آن نیست که این انسانها چگونه مرده اند، آن است که اینها چگونه زیسته اند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 12  توسط   | 

مدتی است شماره‌ی بهار فصل‌نامه‌ی فروزش بر روی پیشخوانِ کیوسک‌های مطبوعاتی، در دسترس علاقه‌مندان به تاریخ و فرهنگ ایران است. بر روی جلد آن، تصویری جذّاب از رستم، نگاه‌بان ایران‌زمین به چشم می‌خورد که اثری است از استاد حجت‌الله شکیبا. این تصویر نشان از آن دارد که در درون فصل‌نامه نیز نوشتارهایی درباره‌ی شاهنامه و فردوسی بزرگ می‌یابیم.

این شماره نیز – همانند شماره‌ی پیش - دارای هفت بخش است که به ترتیب عبارت‌اند از: «تاریخ و فرهنگ»، «ایران‌شهر»، «جهان ایرانی»، «زبان فارسی»، «ایران‌گردی»، «یادگارهای فرهنگی و طبیعی» و «چکامه».


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9  توسط علیرضا افشاری  | 

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.

طی تحولاتی که در قرون اخیر، فرایند مدرنیزاسیون به وجود آورده، سبب شده تا حکمت روز به روز نقش خود را تغییر دهد تا بدانجا که از شکل خداوندگاری به نوعی فلسفه کاربردی فروکاهیده. به زبان ساده‌تر «علم اعلی» همسنگ با دیگر علوم شده و در نتیجه عُلُوطلبی انسان‌ها نیز به میان‌مایگی انجامیده است. از نگاه این قلم پس از هگل عموماً فرزانش (=حکمت) از نظام‌سازی و نظریه‌پردازی به موقعیت پردازی و تحلیل‌گری تغییر مسیر داد و بدین گونه نظام درونی و نگاه وحدت جوی انسان مدرن، که قبلاً قدوسیت دین را هم از انجام این امور کنار زده بود، دچار آشفتگی گشت. نگارنده بر این باور است که رویدادهایی از این دست معلول راززدائی، عقلانیت ارسطویی، رها کردن ذکر و رهیدگی فلسفه از اشراق و شور درون است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 12  توسط   | 

نشان ملک طاووس، نماد دیانت ایزدی

قرنهاست که در سرزمین های شمالی میان رودان، در منطقه ای کوهستانی، سرد و صعب العبور با قله هایی بلند و برف گرفته و دره هایی عمیق و پرآب، مردمانی کُرد زبان با دیانتی خاص، در انزوا و تنهای مطلق روزگار می گذرانند. آنان چنان از تحولات بشری بدور افتاده اند، که در این هزاره ها هیچ مذهب و مرامی موفق نشده است این مردمان بدوی و کوه نشین را در احاطه ی کامل خود درآورد و ایشان هنوز هم قرنهاست که سرگرم به کشاورزی و دامپروری، در سایه ی آیین اسطوره ای نیاکانشان، روزگار می گذرانند. . .

از اواخر قرن نوزدهم به این سو گمانه های گوناگونی از سوی مستشرقین پیرامون دیانت آنها مطرح شده است. زمانی آنان را مسیحیان نسطوری نامیدند که از شارع کتاب انجیل منحرف شده اند! زمانی گفتند که ایشان صوفیان مسلمانی هستند که از اصالت اسلام بدور افتاده اند! حتی مدتی شایع شد که آنها بازماندگان کشتی نوح هستند!! در چند دهه ی اخیر هم مطرح کرده اند که آیین ایشان شکل تغییر شکل یافته ای از دین سپند زرتشتی است! در اروپا برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و آنها را رسماً زرتشتیانی بدوی مقیم کوهستان های کردستان عراق قلمداد کردند(1). این گمانه ها انگیزه ای شد برای نگارنده تا پیشینه و باورهای آیینی این جماعت را مورد پژوهش و برسی قرار دهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 17  توسط   | 

1. برگزاری نمایشگاه آیین و فرهنگ زرتشتیان در تهران

2. سخنرانی‌های کلاریس هرن اشمیت در ایران

3. «ایران، هویت، ملیت و قومیت» در ترکیه منتشر شد

4. انتشار مجموعه بی‌نظیر «تاریخ هخامنشیان» به ترجمه‌ی مرتضی ثاقب‌فر

5. انتشارات مقاله‌های دکتر جلال خالقی مطلق درباره شاهنامه


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 18  توسط مسعود لقمان  | 

جایگاه و زمان زرتشت

سخن درباره زمان و جایگاه زرتشت _پیامبر آریایی_ بسیار زیاد بوده و اختلافات آن بیش از مشترکات آن است. درباره جایگاه زرتشت يك روايت سنتی می‌گوید که او در میان قوم ماد در آذربایجان زاده شد. (بندهش) برخي گفته اند كه پدرش اهل شیز و مادرش اهل ری بود. ولی هرچه پژوهشها پیشرفت کردند، این باورها نیز به مرور ضعیفتر شدند. مهمترین سندی که در این باره داریم خود کتاب گات‌ها _سروده‌های زرتشت_ است. دانش زبانشناسی می‌گوید که زبان این کتاب _زبان اوستایی_ از جمله زبانهای هندوایرانی است. گویش گات‌ها بسیار نزدیک به زبان هندی سانسکریت است. این نزدیکی آنقدر زیاد است که می‌توانیم بگوییم سانسکریت و اوستایی، دو گویش از یک زبان هستند. بنابراین اصلا پذیرفتنی نیست زرتشت را برآمده از غرب ایران بدانیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 7  توسط بهرام روشن ضمیر  | 

پنجم دی‌ماه، سالروز درگذشت اشو زرتشت فرزانه‌ی بزرگ ایرانی است. یادگار او گات‌ها که سده‌ها بن‌مایه‌ی فرهنگ ایران بود، مانیفست خردورزی، شادورزی و به‌زیوی این جهانی برپایه‌ی اشا (راستی) و در پرتوی اندیشه، گفتار و کردار نیک است. روزنامک به یادبود این اندیشمند بزرگ جهانی، چهار ترجمه از گات‌های او را در حجمی بسیار کم، به خوانندگان خود پیشکش می‌کند.

دکتر علی‌اکبر جعفری

گات‌ها (برگردان دکتر علی اکبر جعفری) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد فیروز آذرگشب

گات‌ها (برگردان موبد فیروز آذرگشب) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد رستم شهزادی

گات‌ها (برگردان موبد رستم شهزادی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر حسین وحیدی

گات‌ها (برگردان دکتر حسین وحیدی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر خسرو خزاعی

گات‌ها (برگردان دکتر خسرو خزاعی) را از اینجا بارگذاری کنید.


بشنوید

… SINA VODJANI … قطعه DASHTI از آلبوم ZARATHUSTRA

و

کتاب «زرتشت و دین ایرانی» را هم از اینجا بارگذاری کنید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

تهران، فرودگاه مهرآباد، 12 آذر 1329. ذبيح بهروز، صادق هدايت، همسر و فرزند بهروز

شمع فروزانی كه سوخت

علیقلی اعتماد مقدم

خلاصه:سرگذشت استاد ذبیح ‌بهروز و نظریات وی درباره تاریخ زبان‌شناسی و ریاضیات و روش آموزش آن به كودكان و واژه‌سازی.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 14  توسط مسعود لقمان  | 

بر مزار پورداود

مسعود لقمان

نشانی سر راست است، سبزه میدانِ رشت.

در آنجا می توانی به آرامگاه مردی بروی که به نوشته ی دکتر جلیل دوستخواه "نه مترجم یا گزارشگر ساده­ی سرودها و متن های برجامانده­ی دیرینه، بلکه فراهم­آورنده و سامان­بخش ِ پاره­های پراکنده و ازهم گسیخته­ی فرهنگ ِ پریشان شده­ی ِ میهن خویش بود. او در این کنِش ِ والایش، شاگرد ِ فردوسی­ی بزرگ بود و پا بر جای پای استاد ِ توس گذاشت و اگر چه حماسه­ای نسرود، هزاره­ای پس از او، گزارشی حماسه­گونه از مرده­ریگ فرهنگی­ی نیاکان، به هم میهنانش پیشکش کرد. او نخستین کسی بود که در گستره­ی پژوهش، توانست دیوار ِ میان ِ دو بخش ِ پیش و پس از اسلام ِ تاریخ ایران را فرو ریزد و به ایرانیان ِ این روزگار و آیندگان نشان دهد که پیشینه­ای نه تنها هزار ساله، بلکه هزاران ساله دارند و سدها گوهر ِ شبچراغ در گنج شایگان نیاکانشان نهفته است. (1) "

هوای رشت، سرد و دل انگیز است و بوی نوروز شهر را آکنده، شهروندان بی توجه به مسافرانی که فرسنگ ها پیموده اند تا یادی از یکی از بزرگان دیارشان بکنند در حال و هوای خرید نوروزی اند.

به دشواری کسی را می یابیم که نام و نشانی از استاد پورداود به یاد داشته باشد. به هر روی آرامگاه را می یابیم. گوری است خانوادگی که قفلِ بر درٍ آن، به ما می گوید: راهی برای ورود نداریم. اینجاست که بچه ها از سروکول هم بالا می روند تا از میان شیشه های گردوغبار گرفته، بتوانند شاید نشانی از مزار استاد بیابند و خستگی سفر را بزدایند.

دکانداری که در کنار آرامگاه، مغازه دارد، می گوید: "سال هاست که درٍ این آرامگاه باز نشده".

گوشه ای از شیشه آرامگاه را می بینم که تمیزتر از جاهای دیگر است، دوربینم را درمی آورم و از فراسویِ شیشه، عکسی از درون آرامگاه می گیرم، وقتی نگاهی به عکس میاندازم ضخامت گردوغبار روی آرامگاه، نشان از مهجوری مردی را می دهد که یک تنه فرهنگ باستانی سرزمینش را به مردمانش بازشناساند.

یهو دلم گرفت. دیگر نمی خواستم نگاهی بدرون آرامگاه بیاندازم. یکی از محلی ها می گفت: "طرح تعریض خیابان حتما شامل اینجا هم می شود، شاید دفعه ی بعدی اینجا را نیابید."

از آرامگاه استاد دور شدیم. چند کوچه آنورتر، آرامگاه دیگری شبیهِ ساختمان آرامگاه استاد به چشمم خورد. روشنی خیره کننده ای داشت و آمدوشد زیادی از دور دیده می شد. زیارتگاه امامزاده ای بود، وقتی از کنارش رد شدم هنوز از اندوه غربتِ استاد، آکنده بودم.

(1) کارنامه و مَنِش و کنِش ِ استاد ابراهیم پورداود، بُنيادگذار ِ دانش ِ اوستاشناسی در ايران، جلیل دوستخواه، تارنگار روزنامک.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 0  توسط مسعود لقمان  | 

نیم قرن کوشش در راستای گسترشِ فرهنگِ ایران

مسعود لقمان، فرید شولیزاده

دکتر پرویز اهورایی، عکس از روزنامک

خیابان انقلاب، چهار راه کالج، کوچه ی بامشاد، پلاک 7 ... اینجا سازمان فرَوَهر است، یکی از بنیاد های وابسته به جامعه ی زرتشتیان ایران. ساختمانی دیرپا با آجرهایی رنگ و رورفته که هر کدام هزاران خاطره ی شورانگیز از گذشته در سینه دارند!

براستی اگر رهگذری از اینجا بگذرد و از گذشته ی این بنا و خدمات شایانی که در آن برای بسط و گسترش بن مایه های فرهنگِ ایرانزمین انجام شده، آگاهی نداشته باشد، تنها نظاره گر بنایی قدیمی است که چرخ روزگار، از آن پیری رنجور، پدید آورده و رمقی برایش باقی نگذاشته ...

چه بسیار دل های سوخته از عشق به فرهنگ این خاک که در اینجا نتپیده و چه عرق هایی از غم وطن که در اینجا از پیشانی نچکیده! درنگی کوتاه در نام های بزرگی که در میان گنجینه ی فرهنگی این بنیاد بچشم می خورند در نگاه نکته سنج، تنها یک چیز را بر می تابد و آن این است که خواستن، توانستن است، حتی اگر بگویند نمی توانی! نام بزرگانی چون: استاد ابراهیم پورداوود، دستور دکتر دهالا، دینشاه ایرانی، دکتر بهرام فروشی، استاد رشید شهمردان، استاد هاشم رضی، دکتر علی اکبر جعفری، پرفسور عباس مهرین (شوشتری)، دکتر مهرداد بهار، فرزانه مهرداد مهرین، موبد دانشمند اردشیر آذرگشسب، موبد دانشمند فیروز آذرگشسب، دستور دانشمند رستم شهزادی، دکتر جهانگیر اوشیدری، استاد فریدون جنیدی و ... اینها تنها گوشه ای از نام های بزرگی است که در گنجینه ی مفاخر و مشاهیر فرهنگی این سازمان می درخشند و هر کدام بنحوی در یک دوره ی زمانی، یار و همراه این بنیاد بوده اند و آثارشان بوسیله ی انتشارات فرَوَهر منتشر و در اختیار عموم قرار گرفته است. به جرات می توان گفت که مرکز نشر آثار چاپ شده در این بنیاد با تمام کمی ها و کاستی ها (خواسته و ناخواسته) یکی از کامل ترین مراکز عرضه ی آثار و منابع مکتوبِ پیرامون فرهنگ و اندیشه ی ایران باستان در سده ی اخیر بوده است. در این میان از دوماهنامه سازمان نیز نباید غافل شد، نشریه ای با بیش از چهار دهه قدمت که بیش از 400 شماره از آن با معیار های پژوهشی قابل قبول، بطور مستمر در تمامی این سالها چاپ شده و گنجینه ای است مکتوب از نوشتارهای تحقیقیِ گروهی از بزرگترین مشاهیر ادب و فرهنگ ایران ...

بر خود بایسته دیدیم با حضور در سازمان فرَوَهر پای سخن این گرامیان بنشینیم. عصر یک روز پائیزی بود که در ساختمان سازمان فرَوَهر، خود را در برابر چهره مصمم و جدی دکتر پرویز اهورایی، رئیس هیات مدیره ی سازمان جوانان زرتشتی تهران (فرَوَهر) یافتیم و از چند و چون کوشش ها و کنش های فرهنگی این سازمان از ایشان جویا شدیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 18 دی1386ساعت 9  توسط مسعود لقمان  | 

پنجم دی‌ماه، سالروز درگذشت اشو زرتشت فرزانه‌ی بزرگ ایرانی است. یادگار او گات‌ها که سده‌ها بن‌مایه‌ی فرهنگ ایران بود، مانیفست خردورزی، شادورزی و به‌زیوی این جهانی برپایه‌ی اشا (راستی) و در پرتوی اندیشه، گفتار و کردار نیک است. روزنامک به یادبود این اندیشمند بزرگ جهانی، چهار ترجمه از گات‌های او را در حجمی بسیار کم، به خوانندگان خود پیشکش می‌کند.

دکتر علی‌اکبر جعفری

گات‌ها (برگردان دکتر علی اکبر جعفری) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد فیروز آذرگشب

گات‌ها (برگردان موبد فیروز آذرگشب) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

موبد رستم شهزادی

گات‌ها (برگردان موبد رستم شهزادی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر حسین وحیدی

گات‌ها (برگردان دکتر حسین وحیدی) را از اینجا یا اینجا بارگذاری کنید.

دکتر خسرو خزاعی

گات‌ها (برگردان دکتر خسرو خزاعی) را از اینجا بارگذاری کنید.


بشنوید

… SINA VODJANI … قطعه DASHTI از آلبوم ZARATHUSTRA

و

کتاب «زرتشت و دین ایرانی» را هم از اینجا بارگذاری کنید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 دی1386ساعت 8  توسط مسعود لقمان  | 

نوشتاری که پیش رویتان قرار دارد کوششی است در راه شناخت آرا و عقاید مانی، فردی که در فرهنگ ایران مشهور است به پیامبر نقاش، تلاش ما در این جستار بیشتر معطوف خواهد بود به بازشکافی جهان بینی و آرمانهای درون فکری او، نهایت تلاش پژوهشگر بر آن بوده تا با حفظ خط مشی بی طرفی، بدور از راویگری، دو بعد استوره ای شخصیت باستانی مانی و بعد ایدئولوژیک و حقیقی وی را با تکیه بر آنچه میتوان بعنوان مستندات تاریخی پذیرفت، مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد، امید آن میرود که آنچه آرمان پژوهنده بوده حاصل گردد...

حجاری مانی در تنگه چوگان در حالی که زیر پای بهرام افتاده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آبان1386ساعت 15  توسط مسعود لقمان  | 

کارنامه و مَنِش و کنِش ِ استاد ابراهیم پورداود

بُنيادگذار ِ دانش ِ اوستاشناسی در ايران

دکتر جلیل دوستخواه

استاد ابراهیم پورداود

ابراهیم پورداود (رشت، 15 اسفند 1264– تهران، 27 آبان 1347)، پس از گذراندن دوره­های آموزشی­ی نخستین در زادگاهش، به یک مدرسه­ی سنّتی در حوزه­ی دینی رفت تا درس دین و فقه بیاموزد. امّا دیری در این حال و هوا نماند و آن سودا را از سر بیرون کرد و سپس برای پیگیری­ی آموزش، رهسپار بیروت شد که در آن زمان به سبب ِ بودن ِ آموزشگاههای اروپایی در آن جا، دروازه­ی جهان ِ باختر به شمار می­آمد و برخی از خانواده­های توانا و پویا و پیشرو و آینده­نگر میهنمان، فرزندانشان را بدان­جا می­فرستادند. ولی در آن­جا نیز دیری نپایید و سرشت ِ بلند پرواز و جُستارگرش، پیش از جنگ جهانی­ی یکم، او را به اروپا کشانید.

پورداود، نخست در فرانسه دانشجوی رشته­ی حقوق شد؛ امّا در سفری که به آلمان کرد، به سبب ِشرایط ِ زمان ِ جنگ، نتوانست از آن کشور بیرون رود و ناگزیر از درنگی درازمدّت در آن جا شد. او که از اوان ِ نوجوانی دلی پُر از مهر و سری سرشار از سودا و شور ِ ایران­دوستی داشت و تا بدان هنگام، نتوانسته بود رهرو ِ آگاه و پی­گیر این راه شود، محیط آلمان را که با کارهای والای ِ دانشمندان ایران­شناس در دانشگاهها و پژوهشگاههایش پایگاه بزرگ ِ ایران­شناسی در جهان ِ آن روز بود، به درستی مناسب ِ آرمان بلند خویش شناخت. او فرصت ِ اقامت ِ ناگزیر در آن سرزمین را غنیمت شمرد و همه­ی توش و توان و همّت ِ خویش را بدین کار گماشت و آموزش و پژوهش در گاهان ِ زرتشت و بخشهای ِ پنجگانه­ی اوستای ِ پسین را به منزله­ی کهن­ترین سرودها و متنهای برجامانده از ایرانیان باستان، هدف اصلی و دستور کار خویش قرارداد. از آن پس، سالهای دراز با برخورداری از دانش و دستاوردهای ارزشمند پژوهندگان نامدار آن کشور به کار پرداخت و سپس برای نخستین­بار، آموخته­ها و پژوهیده­های خود را به زبان مادری­اش برگردانید. او در دهه­های پس از آن و تا هنگام ِ خاموشی­اش، دفترهای گزارش و یادداشت­های گاهان و اوستای نو را نخست در هندوستان و بعد در ایران نشر داد و پس از سده­ها، جای خالی­ی بزرگی را در زبان فارسی پر کرد. ...

برای خواندن ادامه ی نوشتن دکتر جلیل دوستخواه به همراه فیلم مستندی در این باره روی ادامه ی نوشته کلیک کنید.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 14  توسط مسعود لقمان  | 

اميد عطايي فرد

به نام خداوند جان و خرد

با سپاس از جناب ثاقب فر و آقای لقمان که نقدی بر کتاب «پیامبر آریایی» را بازتاب دادند٬ پاسخ خود را در دو بخش می فرستم تا در این میانه٬ خوانندگان بیش از پیش به ژرفا و گستره ی تاریخ و فرهنگ ایران زمین پی ببرند و فراموش نکنیم که همه چیز را همگان دانند. شادمان میشوم که از دیدگاه دیگران نیز آگاهی بیابیم. / پاینده ایران --- امید عطایی فرد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 19 تیر1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

 

وقتي با اين جمله "آن نقدی درست و راستین است که بر پایه خرد و همسنجی آگاهانه باشد." برخورد مي كني، طبعا انتظار داري پس از اين جمله ي پرطمطراق، مباحث جالبي را بخواني و بي آموزي.

سپس پژمان پندوش - نويسنده ي جمله ي بالا كه اين را در بخش گفتارهاي نيكِ نقد استاد ثاقب فر بر كتاب پيامبر آريايي، نوشته اند -  مي نويسد: "شما نوشته استاد عطایی را نقد کردید یا خاطره سال 64 را ؟"

اين جمله آشكارا نشان مي دهد كه آنجناب تنها يك نگاهي سطحي و گذرا به نوشته انداخته است و بس.

روانشناسي چنين افرادي نشان مي دهد، از پيش موضع خود را تعيين كرده اند يا مي خواهند از آشنايي دفاع كنند يا دشمني را سركوب و منكوب.

در جملات پائين تر مي بينيم كه ايشان كوچكترين شناختي به كوشش ها و كنش هاي ايران شناختي "مرتضي ثاقب فر" ندارد وگرنه اينچنين با ايشان از در سخن گفتن در نمي آمد:

"شما بهتر است کتاب را بخوانید"
"من حاظرم
(حاضرم) با شما و هر کسی که بخواهد پیرامون آن به سخن بنشینم"
"ولی پیش از آن لازم است نگاهی به تاریخ هم بیاندازید"

پس فرض دوم كه منكوب كردن دشمني است، رد مي شود و مي ماند فرض اول كه پشتيباني از آشنايي است.

خوشبختانه جناب پژمان ردپايي از خود به جا گذاشته اند و آن هم تارنگار ايشان است، به تارنگارشان سركي مي كشم، در دومين نوشته مي فهمم حدسم كاملا درست است و ايشان از نزديك با آقاي اميد عطايي فرد آشنايي دارند و همين سبب مي شود جناب پژمان خان چشمش را ببندد و دهانش را باز كند، اما بلاخره چيزي بايد بگويد تا خواننده را مجاب كند، پس مي نويسد:

"برای نمونه شما به زرتشت هخامنشی تاریخ ایراد گرفتید خوب بود این دو متن تاریخی را مقایسه کنید:
در نوشته های تاریخی و زرتشتی آمده است که زرتشت در بلخ به دربار شاهی به نام گشتاسب رفت
در کتیبه داریوش هم آمده است پدرش ویشتاسب شاه بلخ بود
آیا این همانندی میتواند بی ارتباط باشد؟"

واقعا از اين مضحك تر مي شود، از يك سو پدر داريوش "ويشتاسپ" است و از سوي ديگر زرتشت به بارگاه "گشتاسب" مي رود، چه همانندي بين اينها است، عقل من كه ياري نمي دهد. حال بر فرض اگر اينهم درست باشد، آيا سريعا مي توانيم قطعنامه صادر كنيم؟ و فرياد يافتم، يافتم بر آريم، ما سدها زرتشت در تاريخمان داشته ايم مانند الان كه ميليون ها محمد داريم.

در پايان، پژمان خان براي اينكه ميخش را محكم تر بكوبد و جرات نقد را از را از افراد ديگر بگيرد، مانند همه ي نقد!! هاي اينچنيني بايد يك انگ بزرگ را نيز چاشني نوشته اش بكند. او مي نويسد: "به نگر من این کتاب که مانند بسیاری از دفتر های ایران پژوهی مجالی برای توجه بیگانه زدگان نیافت"

پاسخ ايشان را تنها براي نشان دادن نمونه هايي از نقد!! كه در جامعه ي ما رواج دارد، نوشتم. از اميد عطايي عزيز، دوست گرامي ام هم پوزش مي خواهم كه ناخواسته پاي ايشان به اين مطلب باز شده است.

بر اين باورم كه پايه ي يك جامعه ي دمكراتيك و آزاد نه تعصب هاي كوركورانه و نقدهايي اينچنيني بلكه نقدهاي سالم و احترام به آرا و انديشه هاي يك يك افراد جامعه است، حتي اگر انديشه هاي آنها به مزاق ما خوش نيايد و به ديدِ من اين يگانه رمز پيشرفت غرب در سده هاي گذشته بوده است، چيزي كه ما هر چندي سد و اندي است به همت "ميرزا فتحعلي آخوندزاده" با آن آشنا شده ايم اما حتي از مباني آن نيز آگاهي درستي نداريم.

 

يادداشت استاد جليل دوستخواه در اينباره كه در تارنماي كانون پژوهش هاي ايران شناختي درج نموده اند:

انديشه وَري و شكْ وَرزي ي هميشگي و چون و چراكردن در همه ي آنچه ديده و شنيده و خوانده ايم و پرهيز از هرگونه جزمْ باوري و قطعي شمردن ِ داده هاي دانشي و پژوهشي در گستره ي زندگي و فرهنگ انساني، سنگ ِ بناي هرگونه كوشش و كنشي و الفباي به اصطلاح "روشنفكري" است.

امّا با دريغ، بايد گفت كه اين امر ِ كليدي و مهمّ -- گذشته از موردهاي كمْ يابي چون بُرزويه ي پزشك، بيروني، محمّد پسر زكرياي رازي و خيّام -- در تاريخ فرهنگ ما نهادينه نشده است. حتّا دانشوران و فلسفه پژوهان نامدار و سزاواري چون پور ِ سينا و ناصر ِ خسرو ِ قُبادياني نيز از خشك انديشي و جزمْ باوري و پاي بستگي در زنجيرِ ايستايي و يقين، آزاد نبوده اند.

در بيش از يك سده ي اخير هم، اگرچه بر اثر پاره اي داد و ستدهاي انديشگي و فرهنگي با غربيان، پيوسته سخن از نقد به ميان آورده و گفتارها و كتابهايي نير در اين زمينه ترجمه يا تاليف كرده ايم، هنور "اندر خم ِ يك كوچه ايم" و تا به روزگار ِ آزادْمَنِشي ي انتقادي و شكْ ورزي ي ِ راستين برسيم، راه ِ درازي را در پيش ِ پا داريم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 تیر1386ساعت 11  توسط مسعود لقمان  | 

پيامبر آريايي

ريشه هاي ايراني در كيش هاي جهاني

اميد عطايي

600 صفحه، وزيري

چاپ نخست، 1382، انتشارات عطایی

5900 تومان

 

حدود 20 سال پیش (گویا سال 64 بود) هنگامی که به توصیه ی دوستی تازه (علیرضا صدفی) به دیدار خانم پوران فرخ زاد رفته بودم، نزد ایشان با جوان 20-19 ساله ای به نام امید عطایی آشنا شدم که سخت تحت تاثیر شور ایران خواهی او قرار گرفتم و این شور خود مرا که بسیار خسته و درمانده بودم، به خصوص این که هیچ ناشری حاضر به چاپ كردن «شاهنامه فردوسی و فلسفه ی تاریخ ایران» نبود، گرما بخشيد و به آینده ای که این گونه جوانان خواهند ساخت امیدوار کرد. این جوان آن روزی و دانشور پژوهنده ی امروزی بالید و بالید و میوه ی سال ها مطالعه و كار او تاكنون برگزاری 500 جلسه شاهنامه خوانی و بحث درباره تاریخ و فرهنگ ایران باستان (به گفته خودش) و انتشار بیش از 20 مقاله در نشریات گوناگون و  پنج کتاب در عرصه های مختلف ایران شناسی کهن بوده است.

به هر حال آخرین کتاب امید عطایی «پیامبر آریایی» نام دارد با حجم عظیم 600 صفحه که در واقع دانشنامه یا دایرة المعارفی است که کوشیده کلیه ی اطلاعات مربوط به زرتشت را از تمام منابع موجود در زبان فارسی (که حدود 160 منبع است) در یک جا گرد بیاورد و به نتایجی برسد که به نوشته خودش "حتي استادان و محققان پر مایه را نیز غافلگیر می کند." (ص 24) این مجموعه از لحاظ این که خوانندگان (به ویژه انبوه جوانان بی اطلاع) را از رجوع به منابع پراکنده و بی شمار بی نیاز می کند، بسیار پر ارج و سودمند است و مایه ی همه گونه سپاس گزاری ایرانیان. اما هر گفته ی نو و غافلگیر کننده ای به صرف نو بودن و شگرف بودن نمی تواند درست باشد، به ویژه آنکه دریغ بود کوششی چنین سخت که سخنان استوار و درست فراوانی دارد، با جای به جای داعیه های بی پایه و عجیب و غریب خود باعث شود که خواننده،  گفته ها و ادعاهای درست را نیز جدی نگیرد و رنج های نویسنده بر باد رود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 تیر1386ساعت 0  توسط استاد مرتضی ثاقب‌فر  | 

امروز، زادروزِ انسانی است که پایه گذارِ اندیشه ی انتزاعی شناخته می شود.

اَبر انسانی که آموزه های او بر پایه ی خردورزی و شادزیوی این جهانی نه تنها زنگار روزگار به خود نگرفته بلکه امروزه، پیام او درخششی شگفت انگیز یافته است.

سخن از کسی نیست جز اندیشمند بزرگ ایرانی "زرتشت اسپنتمان" که در ششم فروردین ماه زاده شد.

زادروزش بر همه ی خردورزان جهان خجسته باد.

ترانه ی زایش زرتشت بشنوید

نگاره ی زایش زرتشت برداشت از تارنمای امرداد

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 فروردین1386ساعت 3  توسط مسعود لقمان  |