تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 رشید اسماعیلی

در اين بُن‌بستِ کج‌وپيچِ سرما
به انديشيدن خطر مکن
روزگارِ غريبي‌ست، نازنين!


آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام
به کُشتنِ چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد!

رشید اسماعیلی از نویسندگان روزنامک، عضو شورای سیاستگذاری سازمان ادوار تحکیم، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران و دانشجوی محروم از تحصیل در رشته‌ی حقوق بشر در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه علامه، شامگاه پنج‌شنبه، سوم‌ دی‌ماه، توسط اداره اطلاعات اصفهان، احضار و سپس بازداشت و روانه زندان دستگرد اصفهان شد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 14  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

... آنچه با نام "جنبش چریکی" مورد نظر و بررسی است، جریانهای مدرنی هستند که در پی استقرار دولتهای ملی مدرن، به دلیل تضاد ایدئولوژیک با نظامهای سیاسی، بر علیه آن قیام می‌کنند. اما آنچه در این میان، جنبشهای چریکی جهان معاصر را از شورشیان اعصار پیشامدرن تمایز می‌بخشد، عرصه پیکار این جنبشها با نظامهای سیاسی است. شورشیان در اعصار گذشته، اغلب در مناطقی خارج از نواحی شهری و در مناطقی که دارای موانع طبیعی خاصی برای در امان ماندن از حمله نیروهای حکومتی بودند، مستقر می‌شدند. این‌ها حضور سازماندهی شده و منظمی ‌در مناطق شهری نداشتند و حضورشان در شهرها یا به منظور به قتل رساندن افرادی خاص، و یا به قصد به تصرف درآوردن شهر بود. به این ترتیب، شورشیان در دوران ماقبل مدرن که هنوز دولتهای ملی مدرن پدید نیامده بودند، (یعنی دولتهایی که به تعبیر "ماکس وبر" دارای "انحصار کاربرد مشروع زور در قلمرو جغرافیایی معین" هستند) می‌توانستند که با بهره‌گیری از موانع طبیعی، در نواحی دورافتاده یا صعب‌العبوری  که حکومتهای پیشامدرن، از اعمال سلطه بر آنها ناتوان بودند، مستقر شوند اما توانایی حضور سازماندهی شده در مناطق شهری که در زیر سلطه حکومتها بود را نداشتند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 19  توسط تيرداد بنكدار  | 

مسعود لقمان سردبیر تارنگار گروهی روزنامک و فعال فرهنگی ملی، پس از 11 شبانه‌روز بازداشت در شب ۲۲ اردیبشهت به قید وثیقه از زندان آزاد شد. از تمامی دوستان و خوانندگانی که در این روزهای سخت با حضور و تماس و پیامشان، از مسعود لقمان و خانواده و دوستانش پشتیبانی کردند، سپاسگزاریم.

به زودی مسعود لقمان پیام سپاسگزاری خود را از همه بزرگواران در روزنامک قرار می‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

گذر از پُلهای ایجاب،

شکننده تر می رسد رفیق!

 

امشبی خالی از آوازهای عیش،

شوم تر از لبخندِ عروسکان،

پیامی می نشاند بر پُل؛

که

"رَج زدن ِ نیمه راهه ها بود،

راهِ ما."


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

با درود به همه دوستان و خوانندگان گرامی

بر خود واجب می‌دانیم که پیش از هر سخنی مراتب قدردانی و سپاسگزاری خود را از همه عزیزانی که در این چند روزی که از بازداشت مسعود لقمان می‌گذرد، با ارسال پیام‌های پرمهرشان به وسیله تلفن، کامنت، ایمیل و... ما را دلگرم و امیدوار کردند و تسلایی بر احوال آشفته و پریشانمان در این روزهای سخت گردیدند، صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری کنیم.

از همه عزیزانی که بزرگواری فرموده و با ثبت کامنت‌هایشان نگذاشتند که احساس تنهایی کنیم، بسیار متشکریم و پوزش می‌خواهیم که به دلیل تعدد پیام‌ها از یکسو و شرایط نامساعد روحی‌مان از سوی دیگر نتوانستیم که از این عزیزان با ارسال ایمیل یا کامنت سپاسگزاری کنیم. امید که همه بزرگواران سپاسگزاری و قدردانی ما را در همین‌جا پذیرا باشند و این کاستی را بر ما ببخشند.

همچنین باید به ویژه سپاسگزار استادان و بزرگواران و دوستانی باشیم که با راهنمایی‌های ارزنده‌شان در این چند روز در اتخاذ تصمیمات مناسب و انعکاس خبر بازداشت مسعود لقمان عزیز یاریمان دادند و راهنمایی‌های راهگشایشان را از ما دریغ نفرمودند.

شوربختانه همچنان از وضعیت مسعود عزیز آگاهی اندکی داشته و تاکنون موفق به دیدار با وی نشده‌ایم و همچنان از اتهام و حال عمومی او بی‌خبریم. اما همچنان به تلاش‌های خود ادامه می‌دهیم و خواستار آگاهی‌رسانی مسئولان درباره وضعیت مسعود لقمان و همه بازداشت‌شدگان روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران هستیم و دوشادوش سایر وابستگان بازداشت‌شدگان بر این مطالبه خود پای می‌فشاریم و درخواست آزادی هرچه سریعتر همه بازداشت‌شدگان را داریم.

 اما باید به اطلاع خوانندگان گرامی برسانیم که روزنامک از فردا روال طبیعی فعالیت‌های خود را از سر خواهد گرفت. البته این تجدید فعالیت به دلیل غیبت سردبیر کارآمدمان، با کاستی‌هایی همراه خواهد بود. اکنون امکان ارسال مطالب جدید وبلاگ از طریق خبرنامه را برای خوانندگان نداریم و به علت آشفتگی ذهنی توانایی روز آمد کردن بخش‌های رویدادنامک، گفتار نیک هفته، چکامه هفته، از لا به لای متون، معرفی تارنمای هفته و درج آگهی برنامه‌های فرهنگی را نداریم. تنها می‌توانیم که با یاری نویسندگان عزیز روزنامک، بنا بر روال سابق، وبلاگ را هر چند روز یکبار به روز کنیم و لینک‌های جدید را در ستون روزانک‌ها قرار دهیم و گفتارهای نیک خوانندگان عزیزمان را تائید کنیم. امید است که همه این کاستی ها را به حساب شرایط ویژه گذاشته و بر ما ببخشید.

شاید نیازی به یادآوری این مهم نباشد که هرگاه که خبری از مسعود لقمان عزیزمان به دست آوردیم، آنرا در همینجا با خوانندگانمان در میان می‌گذاریم و امیدواریم که اولین و آخرین این خبرها، خبر آزادی مسعود لقمان و همچنین دیگر عزیزان دربند باشد.

نیلوفر لقمان

تیرداد بنکدار 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

نیلوفر لقمان

با درود

پس از سه روز هنوز خبر موثقی از مسعود ندارم که شما را در جریان آن بگذارم. روزگار من اینچنین شده که شوهرم بدون هیچ جرمی در بند باشد و من هم در به در به دنبال خبری و نشانه‌ای از او در کلانتری‌ها و دادسراها و دادگاه‌ها سرگردان باشم و برای دیدار او که به ناگاه برایم غیرممکن شده، لحظه‌شماری کنم. اما افسوس که هیچ نمی‌یابم و تنها تسکینم در آخر هم فقط وعده صبر و صبر و صبر است...

ولی مسعود تنها نیست. سپاس ازتمام دوستانی که با حضورشان در کنارم و یا با تلفن، ایمیل، کامنت و... جویای حالش بودند و با همدردی و همدلیشان از دشواری گذران این لحظات سخت، کاستند. روزنامک پابرجاست نه به پرباری گذشته چرا که سردبیر لایقش اکنون آزاد و در بین ما نیست ولی همچنان پابرجاست تا در کنار شما خوانندگانش باشد.

با امید به اینکه دوباره شاهد قلم زدن مسعود عزیزمان در روزنامک باشیم.

نیلوفر لقمان


گفت‌وگوی شاهین زینعلی با صدای امریکا درباره بازداشت مسعود لقمان


 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 19  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

مسعود لقمان، سردبیر تارنگار گروهی - پژوهشی روزنامک، بعد از ظهر روز جمعه یازدهم اردیبهشت، به طور اتفاقی در مراسمی که برای بزرگداشت روز جهانی کارگر، به دعوت شماری از سندیکاهای مستقل کارگری در پارک لاله تهران برگزار شدهه بود، حضور یافته و برای ما هنوز روشن نیست که به چه دلیل مضروب و بازداشت می‌شود. شب هنگام نیز نیروهای امنیتی به خانه مسعود می‌آیند و کتاب‌ها و لوازم شخصی‌اش را توقیف می‌کنند.

مسعود لقمان فعالی شناخته شده در عرصه امور فرهنگی است و برای تمامی بستگان و دوستانش، اتفاقی بودن حضور وی در تجمع مورد اشاره، با شناختی که از روحیه فرهنگی و غیرسیاسی وی دارند، محرز است.

البته بی‌تردید کارگران ایرانی و سندیکاهای مستقل کارگری حق دارند که روز اول ماه مه را همانند همه کارگران جهان، آزادانه و به دور از تعدی نیروهای نظامی و امنیتی برگزار کنند. اما از آنجایی که مسعود لقمان هیچگاه فعالیتی در عرصه جنبش کارگری نداشته، بی‌گمان حضورش در آنجا کاملن تصادفی بوده است. گذشته از این مسعود لقمان روزنامه‌نگار عضو انجمن صنفی روزنامه‌نگاران است و حضور او در صحنه یک تظاهرات خیابانی، از مقتضیات طبیعی حرفه‌اش می‌باشد.

مسعود ساعتی قبل بیمارستانی را که یکی از بستگانش در آن بستری بوده ترک کرده تا به منزل برود که تا ساعات پایانی شب که با نیروهای امنیتی به خانه بر می‌گردد، خانواده و دوستانش از محل نگهداری او بی‌خبر بوده‌اند.

روز شنبه نیز قرار بازداشت مسعود تمدید و او را رهسپار زندان اوین شد...

 مسعود عزیز در بند است اما همچنان که او می‌خواست که روزنامک در هر شرایطی به کار خود ادامه دهد، روزنامکیان همچنان این تارنگار را فعال نگاه داشته و روال طبیعی روزنامک را دنبال می‌کنند.

امید که به زودی در همین‌جا خبر آزادی مسعود لقمان گرامی را از بند زندان اعلام کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 اردیبهشت1388ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

1. چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند! (تیرداد بنکدار)

2. سخنی با خامانِ اندیشه‌سوز (مسعود لقمان)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 17  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

 

روشنفکران فرانسوی که برای ملل جهان سوم «دلسوزی» می‌کنند و پاره‌ای از اقوام مانند کردها را «فراموش‌شدگان تاریخ» می‌نامند و گویا در فکر حفظ حقوق آنها هستند، در مورد اهالی کرس نظر دیگری دارند و معتقدند که 200 سال زندگی مشترک آنان با مردم فرانسه کافی است تا اهالی کرس نیز فرانسوی محسوب شوند. وزیر کشور سوسیالیست فرانسه از «خلق» خواندن مردم کرس خودداری می‌کرد و یکی از استدلال‌های او، علاوه بر مخالفت این امر با قانون اساسی، این است که: «جزیره کرس نمایندگانی را در ۱۴ ژوئیه ۱۷۹۰ در جشن فدراسیون فرانسه داشت. ۱۴ ژوئیه‌ای که امروزه ما هرساله مراسم آن را به نام جشن اتحاد برگزار می‌کنیم.» اما همین روشنفکران در مورد اقوام ایرانی، همزیستی هزاره‌ها را فراموش می‌کنند. زیرا اقلیت‌ها فقط در کشورهای دیگر قابل حمایت هستند و نه در خود فرانسه. فرانسویان صدسال پیش از این در لبنان از گروه ویژه‌ای حمایت می‌کردند و امروزه از کردها، ولی در خود خاک فرانسه از توجه به زبان‌های محلی وحشت دارند (خوبروی پاک، ۱۳۸۰: ۵۸-۵۷).


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 14  توسط تيرداد بنكدار  | 

1. کلی‌بافی بد است! (تیرداد بنکدار)

2. خردهگیری‌ای بر آرای دکتر غنی‌نژاد (علیرضا افشاری)


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

اصفهان 

حکومت 221 ساله خاندان صفوی با سقوط شهر اصفهان که در آن دوره دارای عناوینی چون  «پایتخت پادشاهان ایران»، «تختگاه سلاطین ایران»، « دارالملک ایران» و «خلاصه ملک ایران» نیز بود،1 بدست شورشیان افغانی در سال 1722م/ 1101 ش به پایان رسید و تلاشهایی که برخی از بازماندگان این خاندان نیز برای احیای حکومت صفوی بکار بستند هم راه به جایی نبرد. اما فروپاشی صفویان فقط ناشی از قیام افغانها نبود؛ بلکه این سقوط نتیجه انحطاطی بود که در سالهای پایانی سلطنت خاندان صفوی بر ایران، دامنگیر دستگاه سیاسی حاکم گردیده بود و مدتها پیش از آن فرجامی این چنین را نوید می داد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

  

ماهیت حکومت صفویان چه بود؟

تیرداد بنکدار

«پروفسور کریستین‌سن» تحولات متاثر از اقدام «شاه‌اسماعیل» در رسمی‌کردن مذهب تشیع را با نتایج عمل «اردشیر بابکان» در رسمیت بخشیدن به کیش زردشتی یکسان می‌داند.1 ماهیت کاملاً ‌ایرانی دین زرتشتی تردیدی در قصد و نیت غایی اردشیر بابکان باقی نمی‌گذارد. اما در مورد رابطه میان رسمی‌شدن تشیع و تحقق وحدت سرزمینی‌ایران – در پی استقرار حاکمیت صفویان بر‌این سرزمین– گمانه‌زنی‌های زیادی وجود دارد. علاوه بر‌این ترک زبان بودن خاندان صفوی نیز باعث گشته که برخی از مورخین (غالباً دارای دیدگاه‌های خاص سیاسی) نظریاتی را دال بر غیر‌ایرانی بودن‌این خاندان مطرح نمایند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 7  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

مقدمه:

سیاستگذاریهای توسعه از آنجایی که منجر به تغیرات بنیادین در صورت­بندی نظام اجتماعی یک کشور می گردد، بر تحکیم وحدت ملی اثر گذار است. سیاستگذاران می بایست که با مدیریت دوراندیشانه بحرانهایی که پیامد فرآیند توسعه می باشند، چالشهای پیشِ روی روند تقویت وحدت ملی را مهار نمایند. در ایران به علت وجود یک سابقه هویتی کهن، استقرار هویت ملی و تحکیم وحدت ملی ناشی از آن، تنها از دستاوردهای فکری و مادی فرآیند توسعه نبوده است اما بی تردید سیاستگذاریهای توسعه در تحکیم بخشیدن به وحدت ملی نقش بسزایی ایفا نموده اند. در سیاستگذاریهای توسعه در ایران چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، همواره تلاش بوده که با در نظر گرفتن استعدادها، ظرفیتها و امکانات توسعه یابی نواحی مختلف کشور، زمینه و شرایط رشد و توسعه کشور فراهم گردد و در هر دو دوره نیز سیاستگذاران توسعه به موفقیتهایی دست یافته اند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 


با درود
نکاتی را پیرامون گفتگوی دوستان لازم به طرح می دانم:


1.علی افشاری و کاوش ساعی گرامی هر دو با لحنی تند به شاهکار سیاست منطقه ای ایران در دهه 70 میلادی تحت عنوان خیانت به کردهای عراقی حمله کرده اند. در این مورد یادآور می شوم که به گفته هانس مورگنتا معیار در سیاست بین الملل بر "قدرت" است و لاغیر. در این میان دیگر مولفه هایی چون تبار و مواردی از این قبیل در زمره انتزاعیات قرار می گیرند. بر این اساس همین که ایران توانست از موضع قدرت شرایط عادلانه خود را به رژیم بعث عراق بقبولاند و مشکل تعیین مرزها را برطرف نماید، بر اساس رویکرد رئالیستی در روابط بین الملل بر همه چیز ارجحیت دارد. فراموش نباید کرد که ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 17 تیر1387ساعت 12  توسط تيرداد بنكدار  | 

هفته پیش از دوستان شنیدم که سریالی که همچون دیگر آثار صدا و سیما مملو از جعل و تحریف است، در شاهکاری تازه به تخریب خیزش ملی آذربایجانیان و دیگر ایرانیان در سرکوب غائله پیشه وری در این پاره ناگسستنی میهن پرداخته است. روز جمعه به طور کاملن اتفاقی شاهد پخش تکرار این سریال از تلویزیون بودم و بایسته دیدم که نقدی بر آنچه دیده ام بنویسم. در این نقد در سه بخش ابتدا به سابقه و دلیل تحریف تاریخ در تولیدات سیما می پردازم، سپس این سریال "سالهای غریب" را مروری کرده و در پایان نیز به بررسی ادعاهای ارائه شده اخیر در این سریال می پردازم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 0  توسط تيرداد بنكدار  | 

ناسيوناليسم در تئوري اجتماعی 

·         ماكس وبر هم در ادامه‌ي تريكشه حايز اهميت است، هر چند او به صورت مستقل اثري در باب ناسيوناليسم ندارد اما طرز فكر و عملي ناسيوناليستي از خود نشان داده است.براي وبر و تريشكه مليت فراتر از هر ايده ديگري حتي دموكراسي است. وبر و تريشكه از آلمان بزرگ‌تر كه بتواند مليت آلماني را گسترش دهد حمايت مي‌نمودند و اهداف ملي را فوق اهداف بشري مي‌ديدند.

·         به‌طور كلي تمام بحث گلنر در اين قسمت اين است كه نظامي كه صنعتي مي‌شود يا در حال صنعتي شدن است نيازمند يك نوع يكسان‌سازي و ايجاد فرهنگ و زبان استاندارد همگاني است و حضور گرايش‌ها و فرهنگ‌هاي محلي مي‌تواند مانع شكل‌گيري اين فرهنگ جديد باشد، لاجرم دولت مدرن فرآيند يكسان‌سازي (asimilation) را تسريع مي‌بخشد و به استانداردسازي (standardization) فرهنگ مي‌پردازد.

·         جهت پاسخگويي به اين نياز هويتي انسان­ها ايدئولوژي‌ها و مكاتب مختلفي به وجود آمده‌اند، ماركسيسم، سوسياليسم، ليبراليسم، و ... از مهم­ترين مكاتب هويت‌بخش در قرن بيستم محسوب  مي‌گردند. ناسيوناليسم نيز به‌عنوان يك نظريه انديشه و عمل و نه ايدئولوژي‌ از مهم ترين عناصر هويت‌بخشي بوده كه فارغ و فراتر از ايدئولوژي‌هاي رايج، جهان ملت‌ها را معنا بخشيده وايدئولوژي‌هاي كلان را متأثر ساخته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 خرداد1387ساعت 23  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

 

 استدلال كلي اين مقاله دو موضوع اساسي در باب ناسيوناليسم به عنوان داعيه‌اي هويتي را در بر مي‌گيرد، نخست آن‌كه مي‌كوشد با تمايزگذاري ميان دو نوع ناسيوناليسم كلاسيك و مدرن، پندار ناسيوناليسم به‌عنوان مولود مدرنيسم و روشنگري را رد كرده و حس ناسيوناليستي يا ميهن‌دوستي را به طول تاريخ بشر تسري دهد و از طرفي ديگر ادعاي ايدئولوژي بودن ناسيوناليسم را نپذيرفته و آن را به‌عنوان نظريه‌ي «انديشه‌ و عمل» تنها بخشي از نظام ارزشي جوامع مي‌داند كه تجلي نهايي آن بسته به نوع چينش گزاره‌هاي هر نظام ارزشي مي‌باشد. اين نوع چينش ناسيوناليسم در كنار ساير ارزش ها باعث شده تا اين نظريه دستمايه جهانگشايي و جنگهاي جهاني گردد و رهبراني همانند موسوليني و هيتلر نمايندگان آن به حساب آيند، در حالي كه رهبراني همانند ماندلا، سوكارنو و مصدق با اين انديشه پيام‌آور رهايي و استقلال گرديده‌اند. اين مقاله درصدد آن است تا بيان كند علي‌رغم فرآيند جهاني‌شدن نه تنها اعتبار ناسيوناليسم و دولت - ملت ها از دست نرفته بلكه شواهد و قراين فراواني بر اعتبار دايمي آنها حكايت مي‌كند. با اين اوصاف كوشيده‌ايم تا نوع نگاه به ناسيوناليسم و دولت - ملت را در بخشي از نظريه اجتماعي و فلسفي قرن 19 و 20 پي‌گيري نماييم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

مبدا پيدايش آنچه امروز آن را «هويت ملي ايران» مي‌ناميم، محل بحث و اختلاف نظرهاي فراوان است. گروهي با استناد به تاريخ و فرهنگ ايران، اين هويت را هويتي كهن و باستاني به‌شمار مي‌‌آورند. و گروهي ديگر اصرار دارند كه اصولاً هويت ايراني ـ از آنجا كه هويت ملي داراي ويژگي‌هاي نوین است ـ الزاماً پديده‌اي مدرن مي‌باشد و هيچ هويت فراقومي و يا فراشهري در ادوار گذشته وجود نداشته و هويت ملي – تنها با ويژگي‌هاي مدرن – در دوران معاصر ابتدا در اروپا و سپس در ساير نقاط جهان شكل گرفته و حتي برخي نيز تا آنجا پيش رفتند كه اصولا هويت ملي را پديده‌اي ذهني و كاملاً ساختگي به حساب مي‌آورند.

در كشور ما به علت وجود ميراث غيرقابل انكار فرهنگي و تاريخي، غلبه با گروه اول است كه بر وجود «هويت ايراني» از دوران باستان تاكيد داشته و در عين حال تاثيرپذيري اين هويت از مدرنيته و تبديل آن به پديده مدرن «هويت ملي ايران» را منكر نمي‌شوند.

اصولاً حتي اگر بپذيريم پديده «هويت يابي سرزمینی» در جوامع اروپايي پديده‌اي مدرن يا ساختگي است، اين امر را نمي‌توان به ملل كهني همچون ايرانيان، يونانيان و چينيان تعميم داد. زيرا اين تمدن‌ها از ابتدا بر جدايي خود و ديگران تاكيد داشتند. چنانكه يونانيان غير يونانيان را بربر و ايرانيان غير ايرانيان را انيران مي‌ناميدند و ديوار بزرگ چین نیز نمادی است  از جدایی چينيان از دیگران.

من در این پژوهش با استفاده از داده های تاریخی، تلاشی را در جهت اثبات فرضیه دیرپایی "هویت ایرانی" پی خواهم گرفت. زیرا گمان دارم که تاریخ پر فراز و نشیب ما خود می تواند بهترین گواه در جهت نمایاندن حقیقت این سرزمین باشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

بهرام آبتین

بهرام آبتین

در حال خواندن بیانیه ی پایانی همایش اعتراضی روز پنجشنبه در برابر سفارت امارت عربی

در پی برگزاری تجمع باشکوه بیش از 200 نفر از ایران دوستان در روز پنجشنبه مقابل سفارت امارات متحده عربی در تهران، بهرام آبتین مسئول کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و جمعه نیز از طریق پیامکی خبردار شدم که به زندان اوین منتقل شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 2  توسط تيرداد بنكدار  | 

ایران فرهنگی

ایران فرهنگی، کاری از بنیاد نیشابور

بدون تردید از هنگامی که مفاهیمی چون «ایران»، «ایران­زمین» و «ایرانشهر» مطرح شدند، دغدغۀ پاسداری از این ایران، مرزهایش و حتی هویت فرهنگی و ارزش­های تمدنی آن نیز شکل گرفتند. نوشته­هایی هم چون: «یادگار زریران» ، «شاهنامه»­ها و حتی اسناد رسمی دولتی نشانه­ای از این ادعا هستند و البته فراتر از اسطوره­ها و تاریخ، این واقعیت که ایرانی هزاران سال است میراثی همچون نوروز و انبوهی از دیگر مظاهر فرهنگی دیرینۀ خود را حفظ کرده است، دلیلی آشکار بر اراده مردمان این سرزمین به نگهداری از تمدن و فرهنگ خود است. امّا از حدود دویست سال پیش تا کنون که سرزمین­هایی همچون بخش­های شرقی خراسان و افغانستان، ماوراء­النهر، ارّان و دیگر بخش­های قفقاز جنوبی، بین­النهرین و بحرین از قلمرو سیاسی ایران جدا شدند، به تدریج این موضوع مطرح شد حال که چنین جدایی­ای صورت گرفته یک چنین سرزمین­هایی با نشان و هویت ایرانی که اینک در واحدهای سیاسی جداگانه­ای قرار دارند بایستی در آتیه چگونه با یکدیگر ـ کنار هم و در یک منطقه ـ ولی در چارچوب­های سیاسی گوناگون به سر ببرند. در برابر موضوع یاد شده نگرش­های متفاوتی وجود داشته است. یک دیدگاه خواستار ادغام سرزمین­های ایرانی با هم و پدیدآوردن دگرباره یک واحد سیاسی که تمامی سرزمین­های مزبور را در بر بگیرد شده است. این دیدگاه، بیشتر در ایران مطرح است و طبیعتاً به بروز واکنش­هایی منجر شده است. حتی در مجموع می­توان گفت که دیدگاه یاد شده به محافل ایران­گریز در سرزمین­های خارج از جغرافیای سیاسی ایران این فرصت را داده است تا به بهانۀ حفظ استقلال کشورشان به نمادهای فرهنگ و تمدن ایرانی یورش برده و موجی از ایران ستیزی به راه اندازند. در کنار این دیدگاه که خواستار نوعی وحدت سیاسی سرزمین­های موصوف است دیدگاهی دیگر نیز وجود داشت که با تأکید بر منافع ملّی ایران در چارچوب جغرافیای سیاسی کشور و منافع دولت ـ ملت ایران، میان کشورهای هم تمدن و دیگر کشورها تفاوتی قائل نبود و به آنها یکسان نگاه می­کرد. در این چارچوب دیگر مجالی برای اندیشیدن در مورد ضرورت بهره­برداری از پیوندهای تمدنی در جهان سیاست وجود نداشت.

در مجموع تا نیمه­های قرن شمسیِ حاضر در مورد سرزمین­های ایرانی همین دیدگاه­هایی که بیان شد مطرح بودند ولی از اواخر دهۀ 1370 با توجه به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و سر بر آوردن سرزمین­هایی مستقل در آن حوزه که برخی از آنها هم چون تاجیکستان به صورتی واضح و آشکار هویت ایرانی خود را اذعان داشتند و برخی دیگر نیز آن را کتمان می­کردند و همچنین نظر به رویدادهای افغانستان، زمینۀ لازم برای مطرح شدن دیدگاهی تازه­ای در مورد سرزمین­هایی که پیشینه و فرهنگ ایرانی دارند، فراهم گردید. در یک چنین چارچوبی بود که چنگیز پهلوان نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی را ارائه داد و راهبردی جدید را در مورد مناسبات ایران و حوزۀ تمدنی­اش، از جمله کشورهای نوخاسته از مدنیت ایرانی معرفی کرد.

اگر چه از سال­ها پیش از طرح نظریۀ حوزۀ تمدنی، شخصیت­هایی همچون دکتر محمود افشار یزدی، پرویز ناتل خانلری و در عرصۀ تاریخ و فرهنگ و پاره­ای از گروه­های سیاسی همانند پان ایرانیست­ها در راستای نزدیک سازی کشورهای برخاسته از فرهنگ ایرانی کوشش­ها کرده و دستاوردهایی نیز داشته­اند، امّا اعتبار اصلی چنگیز پهلوان در مطرح کردن نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی در آن است که وی توانست در جامعۀ فرهنگی کم و بیش بی­تفاوت ایران به نحوی مؤثر ابعادی از این نظریه را مطرح کند که حتی در جامعۀ دانشگاهی و در میان دولتمردان ایرانی نیز نفوذ کرده و به عنوان یک ایدۀ قابل اجرا و عملی مورد نظر قرار گیرد.

پس از مروری بر ابعاد کلی این بحث بازتاب نظریۀ حوزۀ تمدن ایرانی در دو کانون اصلی این تمدن یعنی در ایران و افغانستان مورد بررسی قرار خواهد گرفت. انتخاب ایران و افغانستان از آنجاست که توجه ویژۀ پهلوان نیز به این دو کانون بوده و اندیشه­های وی نیز بیشتر در این دو سرزمین و به خصوص در افغانستان بازتاب یافته است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

تیرداد بنکدار

  • اساسی ترین اشتباه دولت ایران سرمایه گذاری محدود تنها بر روی گروههای شیعه بود که شامل هزاره ها و اقلیتی از تاجیکها میشد و اکثریت تاجیکهای پارسی زبان سنی مذهب که پس از پشتونها دومین گروه جمعیتی افغانستان هستند را شامل نمیشد.
  • با در نظر گرفتن این فرصت تاریخی که اغلب رهبران مجاهدین افغان به ویژه زنده یاد "احمد شاه مسعود" وزیر دفاع دولت ربانی و فرمانده مجاهدین در سالهای مقاومت بر علیه شوروی و مبارزه با جنگ افروزیهای حکمتیار از تاجیکهای پارسی زبان بوده و در همین سالها در پی زحمات و همدلی های بسیاری از نخبگان سیاسی و فرهنگی غیر دولتی ایرانی (نظیر زنده یاد دکتر پرویز ورجاوند، زنده یاد داریوش فروهر، دکتر چنگیز پهلوان، دکتر فریدون جنیدی و بسیاری دیگر) بیش از پیش روی به سوی ایران نهاده بودند، عمق فاجعه آمیز رویکرد نابخردانه سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران نسبت به مسائل افغانستان بیشتر نمایانده میشود. در صورت وجود همگونگی گسترده میان ایران به مثابه "کانون پیرامون" با "کانون کانون"، میشد از این فرصت تاریخی جهت تثبیت موقعیت بر حق "تاجیکها" به عنوان ایران دوست ترین قومیت افغانی استفاده نمود. اما ایران با از دست دادن این فرصت، موقعیت بهره برداری از وضعیت نابسامان افغانستان را برای پاکستان مهیا نمود.
  • پس از واقعه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، فرصتی دیگر برای ایران جهت بازیابی موقعیت "کانونی در پیرامون" و برقراری روند "همگونگی" با "کانون کانون" پدید آمد که تنها در هنگامه حمله آمریکا به افغانستان گامهایی در این زمینه برداشته شد ولی پس از آن نیز دوباره جهت گیریهای ایدئولوژیک و به دور از واقع بینی و منفعت محوری، سبب گردیده که اینبار نیز ایران از بازیابی موقعیت پیشین در قبال افغانستان باز مانده و پاکستان و اعراب و قدرتهای فرامنطقه ای از این وضعیت بهره برند.
  • مواجهه جویی های بی منطق دولت ایران با ایالات متحده آمریکا که از حملات تبلیغاتی به آزادسازی این کشور از یوغ طالبان که بزرگترین دشمن منافع ایران در افغانستان و نیز عامل رنج و بدبختی مردم زجردیده این کشور بود، در بسیاری از مواقع به همدلی با عوامل و بقایای طالبان در میان ناظران بین المللی تعبیر شد و به حیثیت و اعتبار ایران در میان رهبران مترقی تر افغان صدمات زیادی وارد نمود.

ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 4 بهمن1386ساعت 9  توسط تيرداد بنكدار  | 

"جان گالتونگ" نظریه پرداز ساختارگرا، در نظریه امپریالیسم خویش، نظام بین الملل را متاثر از نظریه"نظام جهانی امانوئل والرشتاین"متشکل از دو گروه عمده "کانون" و "پیرامون" می داند ومعتقد است که در هر دو قسمت کانون و پیرامون، بخشهای کانونی و پیرامونی هم وجود دارد. به این ترتیب کانون خود شکل گرفته از "کانون کانون" و "پیرامون کانون" و پیرامون نیزمتشکل از" کانون پیرامون" و "پیرامون پیرامون" است. به نظر "گالتونگ" همواره میان هردو کانون، "همگونگی" به معنای اشتراک در منافع وجود دارد. در حالی که میان دو پیرامون چنین رابطه ای وجود ندارد. مدل "گالتونگ" به عنوان یکی از بهترین الگوها جهت ترسیم جایگاه کشورها درعرصه روابط بین المللی شان می باشد. (1) در این پژوهش، با استفاده ازاین مدل ، چگونگی روابط ایران و افغانستان از سال 1953 م/ 1332خ تاکنون بررسی میشود. از این روی مبدا بررسی را بر این سال نهاده ایم که –همانطور که اشاره رفت- در این سال در پی واقعه 28 مرداد 1332، ایران با فاصله گرفتن محسوس از رویکرد سنتی بی طرفی و ورود به عرصه بلوک بندیهای جنگ سرد، اولین گامها را در جهت گذار به موقعیت "کانونی پیرامون" را بر می داشت. این مقطع زمانی که به مثابه نقطه آغاز پژوهش در نظر گرفته شده، تا سال 1971 م/1350 خ که ایران موفق به تثبیت کامل موقعیت مورد اشاره گردید، ادامه دارد و از این سال با ارتقای قطعی جایگاه ایران در نظام بین الملل، به مدت کمتر از هشت سال یعنی تا سال 1979 م/1358خ که همزمان با وقوع انقلاب در ایران است، به بررسی این روابط در مرحله "تثبیت موقعیت کانونی پیرامون" ایران خواهیم پرداخت و در مرحله پایانی، چگونگی این روابط را از پیروزی انقلاب ایران تا زمان حاضر بررسی نموده و چگونگی جایگیری این رابطه در مدل "گالتونگ" را در این سالها واکاوی می نماییم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 27 دی1386ساعت 8  توسط تيرداد بنكدار  | 

تیرداد بنکدار

تاکنون اندیشمندان و صاحب نظران پرشماری هریک، به فراخور دیدگاهها و خاستگاههای فکریشان دلائل و عوامل متعددی را پیرامون چرایی و چگونگی رخداد انقلاب ایران در سال 1357 خورشیدی بر شمرده اند که در این مجال کوتاه فرصت پرداختن و بررسی یکایکشان نمیباشد. اما در این میان دیدگاهها و نظریاتی که با پرهیز از یکسویه نگری و تک عاملی در نظر گرفتن این رخداد، تلاشی جهت دستیابی به یک تحلیل همه جانبه پیرامون آن میکنند، از دید نگارنده از مبنای منطقی تری برخوردارند.

از جمله این تحلیلهای چند علتی انقلاب ایران میتوان به بررسی های "جان فوران" اشاره کرد که در کتاب “مقاومت شکننده” وی درج گردیده است. وی در این اثر ضمن پیروی از این روش بر تداوم نظریه خویش در مورد دو خیزش پیشین ملت ایران (مشروطه و نهضت ملی)، در انقلاب 57 نیز تاکید میکند. فوران نظریه خود را با توجه به ماهیت و خصلت فرا طبقاتی این حرکتها، “ائتلاف طبقاتی” میداند که البته پیش از وی نیز بسیاری از اندیشمندان مانند آبراهامیان، کدی، بشیریه، اشرف و همایون بر این وجه از انقلاب ایران تاکید داشته اند.(1) فوران در کنار نظریه مذکور بر “فرهنگ سیاسی” هر یک از طبقات اجتماعی ایران نیز اشاره میکند که در نیروهای سیاسی مختلفی متبلور شده اند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 23 آذر1386ساعت 22  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

"در حیاط میان دو ساختمانِ جدید و قدیم دانشکده ایستاده ام و پُکی به سیگارم می زنم."

چند روزِ پیش از یکی از کودکانِ فکری که در وادی بی صاحب مانده ی جنبش دانشجویی، گرداننده ی طیف موسوم به لیبرال یا فراکسیون مدرن دانشکده ی حقوق و علوم سیاسیِ دانشگاه تهران شده (چقدر اسامی در ایران بی محتوا شده!) شنیده بودم که چه برنامه هایی دارند و پیش بینی می کردم که امروز شاهد چه حماقت هایی خواهم بود. می دانستم که حضرات قرار است در تجمعی که به مناسبت بزرگداشت 16 آذر در روز 18 آذر برگزار می کنند، از قومگرایان کرد برای زینت بخشیدن به جمع واپس خورده و ورشکسته شان استفاده کنند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 آذر1386ساعت 22  توسط تيرداد بنكدار  | 

تلاش این پژوهش بر اساس الگوی تبارشناسانه فوکو، نمایش میزان سیاسی بودن سکس در جامعه ایران به مثابه مفهومی تاریخی و نمایش این نکته که چگونه قدرت می تواند سامانه های معطوف به سکسوالیته را شکل دهد و چگونه این سامانه ها با تغییر مکانیزم های اعمال قدرت  به طور تاریخی تغییر می یابند و گفتمان های جدیدی را شکل می دهند. پی گیری های نامتعارف این نوشتار علاوه بر تمرینی برای چنین متدهایی؛ بیشتر برای توجه به حوزه های سیاسی است که تحت مفهوم حوزه های نااندیشیده سیاسی مورد بحث قرار می گیرند. امید که فارغ از هر مطلب حاشیه ای به اهداف این نوشتار از جمله توجه به تحولات امر سیاسی، امکان به کار گیری شیوه های فرا مدرن (تحلیل گفتمان و تبارشناسی) در پژوهش های سیاسی، توجه به مفاهیم نااندیشیده سیاسی همچون جنسیت و تاکید بر سیاسی بودن آن و معطوف کردن حوزه توجه پژوهش های سیاسی از مفاهیم سنتی سیاسی به مفاهیم "دیگر" سیاسی در این مجال فراهم آمده باشد.     


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 10 آذر1386ساعت 7  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

 

  • خاصیت زبان فارسی طوری است که مثلاً بعلت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مونث ایجاد شبهه می کند. باید دانست که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خد و قد دامن و تیر نگاه و ساقیگری و امثال اینها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می شده است. بدین ترتیب  بخشی از اشعار قدماست که می توان در آنها به ضرس قاطع معشوق رامذکر قلمداد کرد.
  • در طول تاریخ ایران, شاهد مکانیزم های متفاوت در اعمال قدرت هستیم که متاثر از آنها گفتمانهای ویژه جنسی (بیان جنسی اجتماعی مخصوص به خود) پدیدارشدند. با پی گیری این مکانیزم ها می توانیم اقدام به ترسیم تصویری نماییم که بر اساس آن گفتمان های جنسی متعددی تشخیص می شود.
  • در غالب منابع مذهبي عهد عتيق، با موسيقي و آواز و ذوقيات بشر اعلام مخالفت نشده است. محمد غزالی در کیمیای سعادت با استناد به احادیث و روایات موسیقی و بازی (رقص) را در مواقعی مجاز می شمارد.
  • پس از حمله مغول، معتقدات مذهبي مردم نقصان پذيرفت، از مداخلات روحانيون در امور اجتماعي و سياسي كاسته شد و در ايران و ديگر كشورها تسهيلاتي براي گروه فواحش فراهم گرديد.
  • در دوره سامانیان اندک اندک ترکان در مقامات لشکری در حال ترقی بودند و لذا احتمالاٌ از این دوره شاهد بازی در ایران در حال رشد و رواج بود. غزنویان ترک نژاد بودند و لذا بدیهی است که لواط در نزد ایشان مرسوم بوده است. در این مورد مشهورترین سند، عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش ایاز است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 آبان1386ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

مصطفی اسدی 

کنش و امر سیاسی ِ فاقد از اندیشه و فکر، امری است مبتذل. پایبندی به دانش نیازمند قدری اراده, قدری شانس و البته اندکی خواندن است. سیاست، امر سیاسی و مقوله های سیاسی در چنین فضایی است که عمق، اثر گذاری و مانایی می یابند. این نوشتار پیش از هر چیز گوشزد درباره چنین پایبندی هایی است؛ از تیرداد عزیز که با پیشنهاد خود فرصتی برای یک تجربه متفاوت را به من داد؛ قدردانی می کنم. امید که از لا به لای  ذهن بی خانمان  و نوشتار آشفته، باز توان تبیین بینش و نگرشی دیگر به فکر و کنش سیاسی دست دهد. 

 

چکیده:

این پژوهش تحت عنوان جست و جویی در روابط سیاست و جنسیت در ایران، تلاش می کند، اقدام به تبارشناسی قدرت و تشخیص روابط و شیوه های اعمال قدرت در دوره های تاریخی مختلف نماید. در واقع این نوشتار در نظر دارد به بررسی این امکان بپردازد.

 "ميل جنسي، فكرآميزترین، آرمانيترين و درونيترين عنصر در انتشار  جنسيت است كه قدرت در اعمال سلطه خود بر بدنها و ماديت آنها و بر نيروها، انرژيها، شهوات و لذات آنها بدان سازمان مي دهد. "         

میشل فوکو

 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 13  توسط تيرداد بنكدار  | 

* ملت پدیده ای تاریخی و جامعه شناختی، و ترکیبی است از گروههای نژادی، خویشاوندی، زبانی و عوامل عینی گوناگون که پس از فروپاشی جوامع برده داری و فئودالی در دوره عصر جدید (۱۴۹۲-۱۷۸۹م) و به ویژه پس از قرارداد وستفالیا (1648) پدیدار شده است. این اجماع و توافق عمومی هم وجود دارد که ملت جماعتی وابسته به سرزمین و جدا از گروه نژادی قبیله ای و دینی مردمان است.

* "ملت گرایی" پیامد مرحله ای نوین از رشد تاریخی گروههای قومی است که در پی پیدایش "اراده همزیستی " – خواه به صورت جبری و خواه اختیاری- پدید می آید و در پی آن همانگونه که پیشتر نیز گفته شد پیش از شکل گیری این "اراده همزیستی" می بایست که تا میزانی جامعه بهره مند از " آگاهی ملی" باشد. یعنی از موجودیت خود به عنوان یک "ملت" آگاه باشد.

* روسها با فرهنگی" دیگرگونه" از تمامی آنچه در ذهن ایرانی جای داشت اقدام به جداسازی قسمتی از سرزمین ایران نمودند و با ایجاد اخلالی به نسبت بلند مدت در رفت و آمد ایرانیان ناخواسته اقدام به تقویت "اراده همزیستی" ایرانیان نمودند. در این میان "مدرن" بودن نسبی روسهای درگیر با ایران که سبب تفوق نظامی اشان بر ایرانیان گردید بی تردید بیشترین اثر را بر ذهن ایرانی بر جای نهاد و او را به سوی کنکاشی از موقعیت زمانی اش سوق داد.

* بسیاری از روشنفکران مشروطه خواه پی بردند که برای پیشبرد امر استقرار "دولت ملی" (nation state)در ایران نیازمند رویکرد دیگری هستند و از همین روی بود که اینبار دولت ملی مدرن ایرانی در لوای یک "دولت مطلقه" و توسط "رضاخان پهلوی" پدید آمد و اینبار توانست که با شکل دهی بوروکراسی لازم برای ایجاد دولت متمرکز به پیدایش و تداوم یک "دولت ملی مدرن " در ایران تحقق ببخشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مهر1386ساعت 12  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

   در روز آدینه 13 مهرماه 1386 شاهد جستاری از تیرداد بنکدار، پژوهشگر و نویسنده خوش فکر و نکته سنج تارنگار روزنامک بودیم زیر نام "ناسیونالیسم پیشرو و ناسیونالیسم افیونی" نویسنده در این مقاله پس از بررسی تاریخچه ناسیونالیسم، و بر شمردن تفاوت آن با اندیشه هایی نزدیک بدان، كوشش ميكند به نوعي مرزبندی صفر و يك از ناسيوناليسم برسد كه در آن به گمان او يك سو خوب مطلق ( ناسیونالیست های پیشرو ) و در ديگر سو بد مطلق (ناسیونالیست های افیونی) قرار دارند. او در اين مرزبندي تا جايي پيش ميرود كه جناح مخالف را همپا و هم رديف ماركسيستها مي انگارد. (در ادبیات ملی گرایان، مارکسیسم و کمونیسم و چپگرایی کارکرد دشنام را دارد. همچنانکه در ادبیات چپ، واژگان راست و ناسیونالیست چنین هستند.)

   نخستین مشکل آنجاست که پافشاري ايشان بر آنكه "ناسيوناليسم خاستگاهي مدرن دارد" نه دردي از ايشان دوا ميكند و نه از مخالفانشان. چرا كه در گيري اين دو گروه بر سر مفاهيمي چون "مدرن بودن" و "نگاه به آینده داشتن" و "دموکرات بودن" بوده و دل نگراني هردو پرداختن و تبليغ مناسب ناسيوناليسم ميباشد.  اين انديشه چه پس از انقلاب کبیر فرانسه (سده 18) ساخته شده باشد و چه توسط ماکیاولی (در سده 16)، و یا در دوران پیشامدرن نیز وجود داشته باشد، تفاوتی نمیکند.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 9  توسط تيرداد بنكدار  | 

ناسیونالیسم یا ملت گرایی از نگرش ها و دستاوردهای انسان مدرن است که به عنوان یک رهیافت سیاسی، نخستین بار در قرن 16میلادی در اندیشه های “نیکولو ماکیاولی” اندیشمند و سیاستمدار ایتالیایی ارائه گردید و سپس در قرن 17 میلادی و درپی انعقاد معاهده صلح وستفالی در اروپا- که نقطه آغاز تشکیل دولت های ملی در جهان بود- ورود تدریجی از جنبه نظر به عرصه عمل را تجربه کرد. 

تفاوت میهن دوستی ماکیاولی با آنچه پیش از وی به  عنوان رویکردهای میهن دوستی در پاره ای از نقاط گیتی وجود داشت را باید ورود مفهوم “ملت” در کنار مفهوم ”سرزمین” دانست. به این ترتیب ناسیونالیسم فرد را از تعلق به مفهوم نوینی به نام “ملت” آگاه کرده و حس وفاداری وی را به این واحد اجتماعی برمی انگیزاند. از آنجایی هم که لازمه وجود هر” ملت” داشتن “سرزمین” معین است، طبعاً آگاهی به تعلق ملی با آگاهی به تعلق سرزمینی در موازات هم قرار می گیرند. برای ملت نامیدن یک گروه انسانی به لحاظ حقوقی وجود دولت ملی و سرزمین مشخص ضروریست. اما علاوه بر این تاکنون اندیشمندان و صاحب نظران مولفه های گوناگون دیگری  را هم برای پیدایش یک ملت مانند تاریخ و فرهنگ یکسان یا تبار و زبان مشترک را برشمرده اند که گفتار مفصل و مستقل دیگری را می خواهد. ولی آنچه در تمام تعاریف متفاوت و گاه متضاد ملت یکسان است لزوم پدیدار شدن “آگاهی ملی” در میان افراد “ملت” یعنی باور به پیوستگی به یک ملت واحد است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 13 مهر1386ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

با آغاز دهه 1360 و تسلط کامل انقلابيون اسلامي بر کشور, جريان قوم گرا نيز مانند ساير جريانات از حضور در صحنه سياسي کشور خارج شد و بقاياي آن، راه تبعيد را در پيش گرفت. تنها در کردستان اين جريان تا سالهاي اوليه دهه بعد, داراي حضور نظامي سياسي بود و آتش جنگ داخلي را گرم نگه مي داشت؛ ولي در اين منطقه نيز پس از ناکامي در نبردهاي فرسايشي, سر انجام اغلب کادرها و پيش مرگه هاي باقيمانده از کردستان ايران خارج شدند. ساير نواحي نيز در اين سالها به زندگي روزمره و عادي (و در سالهايي تحت تاثير جنگ با عراق) ادامه مي دادند. با فروکش کردن بلواي کردستان در اوايل دهه 1370, اگرچه شکاف قومي در اين منطقه مبدل به تعارض خاموش شده گرديده بود, اما در ساير نواحي کشور نه تنها هيچ اثر در خور توجهي از رشد و گسترش جريانات قومي مشهود نبود, بلکه پس از سالها، به گفته دکتر کاتوزيان، در پي ناکاميهاي آرمانگرايان مارکسيست و اسلامي, در تحقق بخشيدن به بسياري از ديدگاه هايشان, اقبال و توجه عمومي به ناسيوناليسم و ملي گرايي دوباره رونق گرفت.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 شهریور1386ساعت 16  توسط تيرداد بنكدار  | 

آرش رحمانی

ايرانيان به علت تنوع قومي و مذهبي، هيچگاه به برتري قومي يا مذهبي معتقد نبودند. فرهنگ ايراني با اعتقاد به آزادي همه مذاهب و اقوام بنا شده است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 0  توسط تيرداد بنكدار  | 

ارتشبد فريدون جم

در شهریور ماه سال 1320 ایران علی رغم اتخاذ موضع بی طرفی

در جنگ جهانی دوم مورد هجوم نیروهای متفق شوروی و انگلیس قرار گرفت

و توسط آنان به اشغال درآمد. در مورد زمینه ها و پیامدهای این واقعه

تاکنون مورخان و صاحب نظران پرشماری دست به پژوهش برده و به

نتایج گوناگون و گاه متضادی رسیده اند، به طوری که هنوز هم پس

از گذشت نزدیک به هفت دهه از رخداد شهریور 20 این واقعه

به عنوان نقطه ای مناقشه بر انگیز و قابل بررسی میان پژوهندگان

تاریخ ایران مطرح است.

در همین راستا بود که هنگامی که به گفت و گوی یکی از شاهدان

دسته اول و موثق این واقعه با نشریه پژوهشی تلاش دست یافتیم

دریغمان آمد که آنرا برای مطالعه خوانندگانمان ارائه نکنیم و برای حفظ

ویژگیهای این منبع اولیه از هرگونه دخل و تصرف در متن خودداری

نمودیم. روایتگر رخداد شهریور 20 در این گفت و گو ارتشبد فریدون جم

است که در آن سالها داماد رضاشاه پهلوی بود ودر شمار آخرین افرادی

که در کنار وی قرار داشت ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 شهریور1386ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

در كردستان وضع كمي متفاوت بود. در اين ناحيه كه همواره بخش تفكيك ناپذير فرهنگ ايراني به شمار مي رود، در پايان جنگ جهاني دوم براي نخستين بار به تحريك شوروي و با اعلام جمهوري موسوم به مهاباد گرايشات تجزيه طلبي مطرح شد. پیش (و پس) از آن كردها همواره مانند ساير اقوام ايراني از آنچه بر اين كشور گذشته متنفع و يا متضرر گشته اند؛ و هرگاه كه اقتدار حكومت مركزي روبه ضعف و زوال مي رفت، در نهايت خطه كردستان (مانند ساير نقاط) شاهد ظهور گردنكشاني نظير «اسماعيل آقاسيمكو» بود كه به قتل و غارت و گردنکشی مشغول بوده و هرگز داعيه اعلام استقلال و تشكيل دولت- ملت را نداشتند. زيرا آنجا كه مسئله هويت يابي ميهني در درون مرزهاي ايران مطرح مي گشت، همواره با وجود مولفه ها عميق پيوند دهنده (مانند برگزاري جشن نوروز و پیوندهای زبانی و ...) ترديدي در پيوند ميان كردستان (مانند لرستان يا گيلان) با ساير نواحي ايراني نبود. به همين جهت اقدام قاضي محمد در ايران يك بدعت تازه بود كه با تحريك شوروي و تحت تأثير جريانات آن سوي مرز (در كردستان عراق) شكل گرفت و هيچ مبنايي برشرايط كردستان ايران نداشت جز تكيه بر حضور قواي اشغالگر شوروي در كشور.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 9 شهریور1386ساعت 1  توسط تيرداد بنكدار  | 

بي ترديد بايد گفت كه جامعه امروز ايران با مشکلات متعدد دروني مواجه است كه يكي از چالش برانگيزترين اين مشکلات، پديدآمدن تدريجي «تعارضات قومي» در برخي از نواحي كشور مي باشد و اين موضوعي است كه امروز به عنوان يكي از جدي ترين تهديدها در مقابل نيروهاي ملي و آزاديخواه واقعي در كشور قرار دارد.

در ابتدا بايد ديد كه نقطه پيدايش اين «تعارض» و خاستگاه بروز اين چنين ديدگاههايي در كجا بوده و از چه مقدار اصالت و درون زايي برخوردار است.

 


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 0  توسط تيرداد بنكدار  | 

 تیرداد بنکدار

جنبش مشروطیت ایران نخستین کوشش، در تاریخ ایران بود که در جهت استقرار «حاکمیت ملی» و در تقابل با سلطان مداری و استبداد فردی به پیروزی رسید.

 مشروطیت آغاز مرحله نوینی در تاریخ این مرزوبوم است که در پی آن مردمان، دیگر نه به عنوان «رعایای ایران» بلکه بعنوان «ملت ایران» در نظر گرفته شدند.(1) رشد «آگاهی ملی» علت اصلی وقوع انقلاب مشروطیت بود و تلاش در جهت پیشبرد اهداف و منافع ملی در پس همین رشد «آگاهی ملی » قرار داشت. مشروطه خواهان نیک می دانستند که جهت دستیابی به این هدف می بایست که بیش از هر چیز با مهار حاکمیت سلطانی قاجار، شالوده «حاکمیت ملی» را در کشور بنا نهند. روشنفکران مشروطه خواه برای ایجاد «ایرانی نوین، نیرومند و پیشرفته» به تعبیر آبراهامیان سه وسیله را برگزیدند که عبارت بودند از «مشروطیت، دنیویت و ناسیونالیسم ... که اولی قدرت ارتجاعی سلطنت را از بین می بَرَد، دومی نفوذ سنتی روحانیون را زایل می سازد و سومی چنگالهای استثمارگر امپریالیستها را قطع می کند.» (2) کلیه عقاید و آرا و همچنین اعمال و کردارهای مشروطه خواهان در این جمع بندی آبراهامیان جای می گیرد. براساس همین مبنا می توان بررسی نمود که سالهای حکومت رضاشاه پهلوی در تقابل یا تکامل جنبش مشروطیت قرار داشته است. اما در ابتدا باید خاطر نشان کرد که جنبش مشروطیت در بعد نظری در وهله اول تلاشی بود در جهت نوزایی و توسعه فرهنگی و اجتماعی ایران که پس از همراهی با رهیافتی سیاسی یعنی «مشروطیت» و همچنین رهیافت حقوقی«قانون خواهی» - که دارای مرزهای ظریفی با یکدیگر بودند- به تحقق پیوست. پس باید پس از بررسی مولفه های مورد اشاره آبراهامیان، دستاوردهای دوران رضاشاه در تحقق غایت و هدف نهایی مشروطه خواهان یعنی توسعه و نوسازی ایران را نیز بسنجیم.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 11  توسط تيرداد بنكدار  | 

 

هیچگاه نوشتن برایم چنین دشوار نبوده است و هیچ وقت تا کنون از آنچه می خواهم بنویسم این چنین اندوهگین نبوده ام. هرگز بدین سان خالی از هر گونه شور و هیجان دست به قلم نبرده و از اندیشیدن به آنچه می خواهم بنویسم گریزان نبوده ام. آخر این بار قرار نیست به بررسی یک رخداد تاریخی بپردازم و یا از حقیقتی  - به زعم خود – دفاع کنم. بلکه قرار است از فقدان  یک استاد بزرگ٬ یک اندیشمند راستین٬ یک میهن دوستِ مبارز٬ یک روشنفکر واقعی و در یک کلام یک انسان والا بگویم. «دکتر پرویز ورجاوند» دیگر در میان ما نیست.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 21 خرداد1386ساعت 23  توسط تيرداد بنكدار  |