
«آنکس که چارپایان را پروَرَد، با راستی و رادی و دهش و مهربانی،
با دستیاری آذرِ اهورامزدا، سرپرست و نگاهبان ما است.» (دفتر باستانی یسنا: 58: 3)
ادامهی نوشته

نسب نامهی دولت کیقباد
ورق بر ورق هر سویی برده باد (نظامی)
شاید نخستین ریشه های تایخنگاری آریایی را می باید در نسک (= نسخه) های باستانی اوستا بازجست که از کهن ترین میراث ادبی فلات ایران به شمار میروند.
برابر با آگاهی هایی که در متن های زبان پهلوی در پیش از اسلام و سنت تاریخگاری در پس از اسلام فرادست آمده، بخش های ارزشمندی از اوستای کهن که بزرگترین دانشنامهی دینی و علمی در ایران باستان به شمار میرفت، در آتش کین تازندگان بیگانه بسوخت و در این میان یکی از نسک های گمشدهی اوستا که در متن های باستانی از آن یاد شده، «چیترادات نسک» نام داشت که ما آن را «چهردادنامه» میخوانیم.
ادامهی نوشته

مهربان و فروتن همچو پهلوانان شاهنامه
فرشید ابراهیمی
با سپاس از: مجید ساسانی
روزی که به همراه دو تن از دوستان ایرانپژوه برای دیدار دوبارهی او میرفتم از نخستین دیدار به یاد سپرده بودم که اگر چه در گسترهی دانش ایرانشناسی و شاهنامهپژوهی و نسخهشناسی یک چهرهی بسیار بزرگ و بیمانند در جهان به شمار میرود، اما برخلاف بسیاری از استادان و شبه استادان!، بسیار فروتن و در دسترس است.
ادامهی نوشته
این نگرش همیشگی که گویا تختجمشید گروهی کاخ باشکوه است که به انگیزهی نمایش قدرت سیاسی و خشنودی خاطر شاهانه بنا شد، زادهی اندیشهی اروپایی است. تختجمشید در حقیقت زیارتگاه ملی مقدسی بود که وقف هدف ویژهای شده بود: به منظور ساخت پایگاه استواری برای برقراری جشن های بهاران یا نوروز که در آن از طریق تمام منابع تظاهرات نمایشی، از قدرتهای آسمانی اعطای فراوانی و حاصلخیزی طلب میشد.
ادامهی نوشته
آیینی که مرزها را درنوردید
ساختار مرزهای سیاسی و زورآزمایی ابرقدرتها در خاورمیانه، مردمان و اقوام گوناگون ایرانی را که هزارهها در یک سرزمین با همگونیهای فرهنگی به همزیستی میپرداختند، در پشت نامهای جدید از هم دور ساختند که مطالعهی چگونگی حکایت این جداییها در حوزهی مطالعهی «تاریخ تجزیهی ایران» شایستهی بررسی است، اما تنها سهم آن در این جستار یادآوری حقیقتی پنهان است که برابر با آن مرزهای قراردادی یارای جدا ساختن همدلیها فارسی زبانان اویغورستان (چین) را از سمرقند و قندهار و هم آیینیها و همانندیهای اهالی کابل را از کردستان عراق ندارد!
ادامهی نوشته

پژوهشی دیگر دربارهی اسكندر
برپایهی متنهای بازماندهی پهلوی
داستانهای گوناگونی که پیرامون چهرهی تاریخی اسکندر مقدونی نوشته شده، از او چهرهای اساطیری به دست میدهند که جداسازی آنها از حقایق تاریخی برای پژوهشگران این بخش از تاریخ جهان باستان دشوار مینماید. بازآنکه ادبیات ایران پیش از اسلام نیز چهرهای جداگانه، از این تازندهی مقدونی یادآور شدهاند که با چهرهی داستانی او در اسکندرنامههای پس از اسلام کاملاً بیشباهت است.
نگارندهی این جستار کوشیده تا با کاوش در گوناگونیهای تاریخی پیرامون او، به ردهبندی این روایتها و روشنسازی گوشهای از زوایای تاریک این پدیدهی تاریخی بر پایهی دفترهای پیش از اسلام بپردازد.
ادامهی نوشته
به یاد نامآورترین استاد زبان و فرهنگ کهن ایرانی؛ احمد تفضّلی

دانا مرگ را برگزید!
گردآوری از فرشید ابراهیمی
«پرسید دانا از مینوی خرد، که با بیم و سخن دروغ زیستن بدتر است یا مرگ؟ مینوی خرد پاسخ داد که با بیم و سخن دروغ زیستن از مرگ بدتر است. چه برای زندگی هر کس شادی و خوشیِ گیتی لازم است و اگر شادی و خوشی گیتی را ندارد و بیم و سخن دروغ با اوست، (چنین زندگی) از مرگ بدتر است.»
(مینوی خرد، ترجمهی احمد تفضلی)
احمد تفضلی در 16 آذر 1316 در اصفهان زاده شد و در 24 دی 1375 در تهران مظلومانه جان باخت.
ادامهی نوشته
1. آگاهی ششمین دورهی آموزشی اسطورهشناسی ایرانی (زروان و زمان اساطیری در فرهنگی ایرانی)
2. همایش تنپوشها (بررسی علمی و پژوهشی تنپوشهای ایرانی از ادوار نخستین تا پایان دوره قاجار)
3. هماندیشی هویت ایرانی در دوران مدرن
ادامهی نوشته
بررسی یک متن علمی از میراث کلاسیک ایرانی:
انباط المیاء الخفیه: استخراج آب های پنهان
«پس از این میگوئیم، زمین با تمام کوهها و دشتها و پستیها و بلندیهایش کروی شکل است.»([1]) (ابوبکر کرجی)
یکی از شگفت انگیز ترین سکوت های تاریخ علم : نادیده انگاشتن نام دانشمندی برجسته در دانش ریاضی و زمین شناسی است که همروزگار با ابوریحان بیرونی، زکریای رازی و پورسینا می زیسته و 32 سال پیش از ابوریحان زندگی را بدرود گفته (420 ه.ق/1029م و به روایتی : 410 ه.ق)، اما کسی او را به اندازهی آن سه تن نمی شناسد!
ادامهی نوشته

اسکندر مقدونی به روایت متنهای پهلوی
(درآمدی ریشهشناسی اسکندرنامههای پارسی و تضاد آنها با ادبیات پارسی میانه)
نگارنده: فرشید ابراهیمی
نشر: ابریشمی فر
سال نشر: 1387 (چاپ نخست)
بها: 1900 تومان
داستانهای گوناگونی که پیرامون چهرهی تاریخی اسکندر مقدونی نوشته شده، از او چهرهای اساطیری را به دست میدهند که جداسازی آنها از حقایق تاریخی برای پژوهشگران این بخش از تاریخ جهان باستان دشوار مینماید. بازآنکه ادبیات ایران پیش از اسلام نیز چهرهای جداگانه را از تازندهی مقدونی یادآور شدهاند که با چهرهی داستانی او در اسکندرنامههای پس از اسلام کاملاً بیشباهت است.
نگارندهی این جستار کوشیده تا با کاوش در گوناگونیهای تاریخی پیرامون او، به ردهبندی این روایتها و روشنسازی گوشهای از زوایای تاریک این پدیدهی تاریخی بر پایهی دفترهای پیش از اسلام بپردازد.

نقاشی از ارد بزرگ
بررسی و گردآوری تمامی منابع و پژوهش هایی که به کوروش بزرگ پرداختهاند، بیگمان یکی از کمبودهای دانش ایرانشناسی به شمار میرود. چرا که بسیاری از زوایا و ابعاد ناشناختهی این چهرهی جهانی همراستا با مطالعات ایران هخامنشی و جهانبینی های ایرانی و روش فرمانروایی ایرانیان است. به امید روزی که در روند این جستار به نشر کتابی دراین باره (کتابشناسی کوروش بزرگ) بپردازیم.
ادامهی نوشته

از دیرباز اندیشمندان و بینشوران جهان که به زیر سایهی امن امپراتوری هخامنشی به گردشگری و سفر و پژوهش میپرداختند، خود را به هرگونه وابسته به قانونی میدیدند که بانی و بنیانگذار آن کوروش بزرگ بود. نیز بسیاری از دستگاه های سیاسی جهان باستان پس از او از دستگاه و سیستمی پیروی میکردند که زادهی اندیشهی او و پیشینهی فرهنگی پیش از او (خشثره وئیریه = شهریور = شهریاری آرمانی = آرمانشهر) و جهان بینی مزدیسنا است.
ادامهی نوشته

کوروش یک تضاد بود. کسی که برای نخستین بار ایدهی «رواداری و سازش» با ادیان و اندیشه را به دست میداد. از همین روی بود که تمامی ادیان و فرهنگ های جهان نیز او را در وجدان خود به یاد سپردند و امروزه هر یک از دریچهی دید خود بدو مینگرند و بر خود می بالند.
ما نیز در این جستار برآنیم تا یک بار دیگر حافظهی ادیان را پیرامون این چهرهی جهانی بررسی کنیم.
ادامهی نوشته
شاید با بی گمانی بتوان گفت او تنها تاریخ نگاری است در جهان که کم ترین آگاهی را از تاریخ زندگی و سرگذشت او در دست داریم. او که بسیاری برآنند برترین تاریخ جهان باستان را به نگارش درآورده، در هیچ کجای این تاریخ چهره ای روشن از خود و سرگذشت خود به دست نمی دهد.
ادامهی نوشته

دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست، ولی موی شکافت
اندر دل من هزار خورشید بتافت
آخر به «کمال ذرهای» راه نیافت (بوعلی)
«Avicenne» یا «Avicenna» نامی است که دانشمندان اروپایی بر نابغهی فرزانهی ایرانی نهادند که در میان فلاسفهی اسلامی، نامبردار به: الحکیم الوزیر الدستور، شرف الملک، حجه الحق، شیخ الرئیس، ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا می باشد.
ادامهی نوشته

تندیس ابوریحان بیرونی در بوستان لاله
«بیرونی بزرگترین نابغهای است که تاریخ نشان داده است.»
(ادوارد زاخاو- Edvard saxchau)
1- از هم میهنان بیرونی چه کسی او را می شناسد؟!
ابوریحان محمد پوراحمد بیرونی خوارزمی (362-440ه) نابغهی بزرگ «ایرانی» و نه عرب!، همان کسی است که سدهها پیش، پدران اروپاییان به هنگامهی نوزایی (رنسانس)، او را به انگیزهی بهرهمندی از نگرشهای دانشیاش: «استاد بیرونی» = «Maitr ALbiron» می خواندند. و دیدگاههایش را رای پایانی هر گفتگو کارشناسی در اروپا به شمار می بردند. و سالها پیش از آن که ما در این جستار به شناسایی او برای فرزندان امروزینش بپردازیم، تمامی پژوهشهایش را با اشتهایی سرشار می بلعیدند؛ و پس از پشت سرگذاشتن دادگاههای کلیسایی (انکیزیسیون)، اندیشههایش را دوای توشهی بی خردی و یکسونگری (تعصب) می ساختند!
ادامهی نوشته






