تبليغاتX
::... روزنـــامــک ...::

::... روزنـــامــک ...::

جُستارهایی پیرامون تاریخ، فرهنگ، ادبیات و اندیشه

 

چنين نگفت زرتشت!

از کسان بسیاری شنیده ام که بدون آگاهی از شرایط زندگی، اندیشه ها و محیط زیست نیچه، تنها با توجه به عنوان کتاب «چنین گفت زرتشت» آنچه را که نیچه در کتاب خود آورده است، برخاسته از آموزه های مینوی اشوزرتشت و دین زرتشتی پنداشته اند!


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 آبان1388ساعت 0  توسط فرید شولیزاده  | 

 

بنام و ستایش آنکه پیکرش روشنی بی کرانه و روانش بسان راستی بی پایان است. (1)

در درازای تاریخ ادیانی که آنها را بعنوان ادیان بزرگ می شناسیم همواره از الگویی نانوشته تبعیت کرده اند و آن اُلگو چیزی نیست جز مثلث طلایی «حقیقت»، «طریقت» و «شریعت». مقصود ما در این نوشتار بیشتر متوجه گزینه سوم یعنی«شریعت» خواهد بود.  شریعت[یا احکام ثانویه] یک دین که در اصطلاح الاهیات به آن «مذهب» می گویند؛ مجموعه آداب و سکنات و رسومی است که رفتار بیرونی پیروان یک دین را نشان می دهد. شریعت در گذر زمان، در طلب حقیقت و با تکیه بر تفسیر طریقت[احکام اولیه]، توسط پیشوایان یک دین شکل می گیرد. جشن مهرگان که موضوع بحث نوشتار ماست، قسمتی از همین سنت های مذهبی و بیانگر بخشی از رفتارهای بیرونی پیروان دین زرتشتی است. از این روست که از نگاه دینورزان در قالب مباحث مربوط به شریعت دین زرتشتی طبقه بندی می شود.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 10 مهر1388ساعت 0  توسط فرید شولیزاده  | 

پژوهشگر حکمت و عرفان ایرانی و استاد برجسته زبان‌های پارسی، اوستایی، پهلوی، سانسکریت و عربی

نخستین بار در اواخر سال 81 بود که جلد سبزرنگ دفتر اول از کتاب سوم دینکرد در قفسه کتاب‌فروشی بین الملل اهواز نظر مرا به خود جلب کرد. برای شخص من که نگاه ویژه‌ای به متون پهلوی دارم، دیدن به نوعی یک شروع از ترجمه بزرگترین متن پهلوی که لبریز از مباحث فلسفی و عرفانی است، بسیار هیجان‌انگیز بود. تلاش‌هایی صورت دادم تا با پژوهنده ارتباط برقرار کنم که متاسفانه بنا به دلایلی میسر نشد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 18  توسط فرید شولیزاده  | 

 

«این نوشتار را به استاد دکتر فریدون فضیلت پیشکش می کنم.»

سرزمین ایران همواره مهد آرا‌ی و عقاید و مذاهب گوناگون بوده است. از دوران باستان می بینیم که علاوه بر دیانت رسمی و دولتی مملک همیشه فرقه ها و مذهبهایی وجود داشته اند که به نسبت معکوس کیش رسمی کشور، قوی یا ضعیف می شده اند. در دوره ساسانی که باید آن را بحق از شکوهمندترین دوره های تاریخی سرزمین ایران قلمداد کرد، ما با انقلابی در احیا‌ی و بازپروری فرهنگ، آیین، ادبیات، معماری و سنن اصیل ایرانی مواجه می شویم. باید اقرار کرد که اردشیر بابکان و رهروان وی حقی بس عظیم بر گردن ما مردمان سرزمین های ایرانی دارند. شاید به جرأت بتوان گفت که بخش زیادی از ایرانیت امروزی ما مدیون همان جنش بزرگی است که اردشیر بابکان آغازید...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 8  توسط فرید شولیزاده  | 

 

آیا هخامنشیان زرتشتی بوده اند؟ آیا سیاست های پادشاهان هخامنشی عین دیانت آنان بوده است؟ آیا رفتارهای برونی و سلوط کشور داری ایشان منطبق بر باورها و جهان بینی دینی ایشان بوده است؟


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 7  توسط فرید شولیزاده  | 

پژوهشی در سیمای تاریخی و سیرت مذهبی «موبد کرتیر هرمزان»، روحانی برجسته‌ی عصر ساسانی

سنگ‌نبشته و نگاره موبدان‌موبد کرتیر هرمزان در نقش رجب

زنده یاد دکتر عبدالحسین زرین کوب می نویسد: «تاریخ نه آئینه عبرت است نه کارنامه جهل و جنایت. کسانی که با آن چنین شوخیها کرده اند در حقیقت خواسته اند بعضی از کسانی را که در تاریخ، نام و آوازه یافته اند دست بیندازند یا ستایش و نکوهش کنند. تاریخ راستین سرگذشت زندگی انسان است. سرگذشت زندگی انسانهاست که زندگی کرده اند و حتی در راه آن مرده اند. اما آنچه برای مورخ اهمیت دارد آن نیست که این انسانها چگونه مرده اند، آن است که اینها چگونه زیسته اند. ...


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 12  توسط فرید شولیزاده  | 

تصویری خیالی از زرتشت (در عقب تصویر) و بطلمیوس در جلو. نقاشی از رافائل، مکتب آتن، پیرامون ۱۵۱۰م.

طی تحولاتی که در قرون اخیر، فرایند مدرنیزاسیون به وجود آورده، سبب شده تا حکمت روز به روز نقش خود را تغییر دهد تا بدانجا که از شکل خداوندگاری به نوعی فلسفه کاربردی فروکاهیده. به زبان ساده‌تر «علم اعلی» همسنگ با دیگر علوم شده و در نتیجه عُلُوطلبی انسان‌ها نیز به میان‌مایگی انجامیده است. از نگاه این قلم پس از هگل عموماً فرزانش (=حکمت) از نظام‌سازی و نظریه‌پردازی به موقعیت پردازی و تحلیل‌گری تغییر مسیر داد و بدین گونه نظام درونی و نگاه وحدت جوی انسان مدرن، که قبلاً قدوسیت دین را هم از انجام این امور کنار زده بود، دچار آشفتگی گشت. نگارنده بر این باور است که رویدادهایی از این دست معلول راززدائی، عقلانیت ارسطویی، رها کردن ذکر و رهیدگی فلسفه از اشراق و شور درون است.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 12  توسط فرید شولیزاده  | 

نشان ملک طاووس، نماد دیانت ایزدی

قرنهاست که در سرزمین های شمالی میان رودان، در منطقه ای کوهستانی، سرد و صعب العبور با قله هایی بلند و برف گرفته و دره هایی عمیق و پرآب، مردمانی کُرد زبان با دیانتی خاص، در انزوا و تنهای مطلق روزگار می گذرانند. آنان چنان از تحولات بشری بدور افتاده اند، که در این هزاره ها هیچ مذهب و مرامی موفق نشده است این مردمان بدوی و کوه نشین را در احاطه ی کامل خود درآورد و ایشان هنوز هم قرنهاست که سرگرم به کشاورزی و دامپروری، در سایه ی آیین اسطوره ای نیاکانشان، روزگار می گذرانند. . .

از اواخر قرن نوزدهم به این سو گمانه های گوناگونی از سوی مستشرقین پیرامون دیانت آنها مطرح شده است. زمانی آنان را مسیحیان نسطوری نامیدند که از شارع کتاب انجیل منحرف شده اند! زمانی گفتند که ایشان صوفیان مسلمانی هستند که از اصالت اسلام بدور افتاده اند! حتی مدتی شایع شد که آنها بازماندگان کشتی نوح هستند!! در چند دهه ی اخیر هم مطرح کرده اند که آیین ایشان شکل تغییر شکل یافته ای از دین سپند زرتشتی است! در اروپا برخی پا را از این هم فراتر گذاشتند و آنها را رسماً زرتشتیانی بدوی مقیم کوهستان های کردستان عراق قلمداد کردند(1). این گمانه ها انگیزه ای شد برای نگارنده تا پیشینه و باورهای آیینی این جماعت را مورد پژوهش و برسی قرار دهد.


ادامه‌ی نوشته
+ نوشته شده در  جمعه 28 فروردین1388ساعت 17  توسط فرید شولیزاده  |